عاشورا  و توصيف آن در سفرنامه ها ي غربي ها

 

بهروز ياراحمدي

 

تاورينه در سفر نامه خود در مورد تشريفات مذهبي ماه محرم مي نويسد: هشت يا ده روز قبل از روز موعود(عاشورا) پرشور ترين افراد مذهبي تمام صورت و بدن خود را سياه مي كنند و پوشش از تن بر مي گيرند و تنها با تكه پارچه اي ستر عورت  مي كنند و بر هر دستي سنگي گرفته در كوي و بزن به راه مي افتند, آن سنگها را به يكديگر زده, صورت و بدن خود را همراه با فرياد متشنج مي سازند و در اين حال (حسن حسين _ حسن حسين) مي گويند.

تاورينه در مورد مراسم عاشورايي كه در مقابل شاه سليمان اجرا شده است چنين مي نويسد:

دسته ها هر يك, يك عماري داشت كه هشت يا ده نفر آن را حمل مي كردند. چوب عماري به انواع گل و بوته نقاشي شده بود و در هر عماري تابوتي گذارده, روي آن را با پارچه زري پوشانيده بودند. همين كه دسته اول اجازه ورود مي يافت, سه يدك مجلل با زين و يراق اعلا كه روي آنها را با تيرو كمان و شمشير وسپر و خنجر زينت كرده بودند و در جلو دسته وارد مي شد, وقتي كه به يك صد قدمي شاه مي رسيدند يدك دار بناي تاختن را گذارده, تمام دسته شروع به دويدن مي كردند, در حالي كه بر مي جستند و عماري و تابوت را به رقص مي آوردند. بعضي كلاه و كمربند خود را به هوا انداخته دوباره مي گرفتند و برخي انگشتان را به دهان برده به صورت بلند صفير مي كشيدند و در بعضي از عماريها طفلي كه شبيه نعش بود مي خواباندند و آنهايي كه دور عماري را احاطه كرده بودند, گريه و نوحه و زاري مي كردند.

به گفته پولاك:

ايام عاشورا يعني ده روز اول ماه محرم, همه جا سياه در بر مي كنند و با آهنگهاي غم انگيز كه ترجيع آي حسين, آي حسين به گوش مي رسد, بررنجهاي اين سالار شهيدان اشك مي ريزند و به هنگام فرا رسيدن ترجيع, كودكان در حالي كه از جا مي جهند دو حلقه چوبي را به صورتي موزون بر يكديگر مي زنند. در روزهايي كه مراسمي بر پا مي شود ديوارهاي تكيه را با چيت گلدار و شال مي آرايند.

پس از اين كه روز دهم ماه محرم يعني روز قتل فرا رسيد از تمام اطراف و محلات اصفهان دسته هاي بزرگي به راه مي افتاد و بيرق و علم با خود حمل مي كردند و بر روي اسبهاي آنان سلاحهاي مختلف و عمامه هاي متعدد قرار مي گرفت و به علاوه چندين شتر نيز همواره دسته ها بودند كه بر روي آنها جعبه هايي حمل مي شد كه درون هر يك سه چهار بچه به علامت بچه هاي اسير حسين شهيد قرار داشتند. علاوه بر آن, دسته ها هر يك به حمل تابوتهايي مي پرداختند كه دور تا دور آنها مخمل سياه رنگي پيچيده شده بود و بر روي آنها يك عمامه كه احتمالاً به رنگ سبز بود ديده مي شد و همچنين يك شمشير جاي داده بودند و دور تا دور تابوت سلاحهاي گوناگوني چيده شده بود و تمام اين اشياء روي طبق هاي متعدد بر سر عده اي قرار مي گرفت و به آهنگ سنج و ناي جست و خيز مي كردند و دور خود چرخ مي زدند. تمام طبقها نيز به اين نحو مي چرخيدند و منظره جالبي پيدا مي كرد و دور تا دور حاملان طبق را عده اي چوبدار فرا گرفته بودند.

اوليا چلبي, مسافر و نويسنده ترك كه در سال 1050 هـ .ق/1640 ميلادي در عهد سلطنت شاه صفي به تبريز آمد در سفر نامه خود از سوگواري عاشورا چنين توصيف مي كند:

در دهم محرم هر سال, اعيان و برجستگان و تمامي مردم شهر, بزرگ و كوچك, خيمه ها بر مي افرازند و در زمين چوگان تبريز براي شهيدان كربلا سوگواري مي كنند.

صدها تن از مخلصان, با شمشير و قمه به سرو صورت و پيكر خود زده, مجروح مي شوند. به عشق امام حسين(ع) از بدنشان خون جاري مي سازند. زمين سرسبز, خونين مي شود و به آلاله زاري همانند مي گردد. پس از آن اجساد ساختگي را از زمين چمن حمل كرده بيرون مي برند و خواندن مقتل امام حسين (ع) به پايان مي رسد.

شاردن مشاهدات خود را از دسته اي از عزاداران سينه زن كه در سال 1667 هـ .ق در اصفهان واقع شده به اين صورت نقل مي كند: در جلو هر دسته بيست علم, بيرق, هلالي,پنجه هاي فلزي مزين به نقوش رمزي كنده كارش شده از نامهاي محمد (ص) و علي(ع) منصوب بر دسته هاي نيزه اي مانند در حركت بود. اين وسايل براي مسلمانان نمادهاي مقدسي از غزوات صدر اسلام بود به همان گونه كه سربازان رومي در جنگهاي شبيه سازي, عقابها را با خود حمل مي كردند.

اوژن اوبن سفير فرانسه در ايران در دوره قاجار در سفر نامه اش مي نويسد:

اساس معتقدات مذهبي شيعيان را, برگزاري مراسم عزاداري خاندان حسين(ع) تشكيل مي دهد, زيرا ايران و ايراني سعادت ابدي بشر و مليت و وحدت خود را مديون شهادت آن خاندان مي داند. بجز بعضي از افراد كه اسامي قهرمانان شاهنامه را روي فرزندان خود گذاشته اند, تقريباً همه ايرانيان از اسامي امامان براي نامگذاري استفاده مي كنند. بعضي ها نيز كلماتي از قبيل عبديا غلام يا قلي به اول يا آخر نامشان اضافه كرده اند مانند عبدالحسين, غلام علي, حسنقلي و

در خانقاه درويشان, يك محراب واقعي ديدم كه درآن, در برابر شمايل علي(ع) شمعهاي بزرگ روشن كرده بودند. بازار تهران, سقا خانه اي به نام سقا خانه نوروز خان موجود است كه بر سر در آن صحنه اي از شهادت ابوالفضل العباس را كشيده اند. اين سقا خانه مشحون را انواع نذر و نياز و شمع و چراغ است كه بيانگر انديشه امامان در همه شئون زندگي, حتي در پديده هاي طبيعت است.مثلاً هنگام غروب آفتاب كه از رنگ شفق سرتاسر آسمان, چون آتش بر افروخته مي شود, ايرانيان در خلال رنگهاي سرخ آن, جوشش خون حسين را مجسم مي كنند.

در خانواده هاي مرفه كه معمولاً هفته اي يك روز روضه خواني داير است, علم سياهي بر بالاي تيري بر افراشته مي شود و اين نشانه آن است كه در آن خانه مجلس روضه خواني برپاست. در ايام قتل به درو ديوارهاي مسجد ها پرده هاي سياه مي كشند و در اغلب آنها واعظي بر بالاي منبر مي رود تا درباره حوادث كربلا مطالبي ايراد كند.

كلنل چارلزاد بيت در سفرنامه خود روز عاشورا در شهر مشهد را چنين توضيح مي دهد: دسته زنجير زني در صفوف باريكي متشكل از دو يا سه رديف كه در هر كدام بيست تا سي جوان زنجير مي زدند به راه افتادند. در پشت آنها جمعيت زيادي از مردم به راه افتاده, نوحه مي خواندند و سينه مي زدند. در روز قتل, شدت عزاداري مردم و ابراز احساسات به حداكثر مي رسيد. ابتدا علمهايي سياه كه توسط مرداني سياهپوش حمل مي شد عبور داده شد. به دنبال آنان نيز جوانان زنجير زن به صف حركت مي كردند. سنجهاي برنجي با آهنگ يكنواخت و منطقي نواخته مي شد. نوحه خوان با صداي غم انگيز هم نوايي مي كرد و جوانان به طور هماهنگ زنجير برهنه خود به چپ و راست مي نواختند.

روز عاشورا عزاداران لباسهاي سياه روزهاي قبل را از تن در آورده, كفن سفيدي پوشيده بودند, درابتداي دو صف قمه زنان و شمشير زنان قرار داشتند و در دو سوي خيابان با آهنگ ملايمي به حركت در آمدند در اين هنگام چهره اصلي مراسم در وسط و بين دو صف پيدا شد. مردي كه تا كمر لخت بود و بدنش در زير قمه ها ونعل اسبها, عينكها و خرت و پرتهاي ديگر پنهان شده بود حضور يافت به عنوان مثال يك جفت خنجر در قسمت جلو سينه و پشت كمر وي فرو رفته بود.

تعدادي نعل اسب به قسمت شانه هاي او متصل بود و تعداد زيادي قفل نيز از پوست بدن وي داخل رفته و چفت شده بود. بلافاصله به دنبال اين مرد, عده اي از مردم سر تراشيده و كفن پوشيده ديده مي شدند. آنان در دست خود قمه هايي داشتند كه بر پيشاني و سرخود زدند به نحوي كه خون فوران كرد و روي لباس سفيد شان ريخت.بعد از ظهر همه مردم در مراسم شبيه شركت جستند و در پايان مراسم يك سر مجسمه اي را به عنوان سمبل بر سر نيزه كردند.

 

 برگزاري مراسم عاشورا در ديگر كشورها

 

با توجه به كار برد علايم و وسايل در اجراي مراسم عزاداري  ناظري گزارشي مفصل از اجراي مراسم عاشورا در جامعه ايرانيان تركيه را مي دهد كه ترجمه انگليسي اين گزارش موجود است, ولي پيترچلكو وسكي در آن زمان نتوانسته است آن را در كتابخانه هاي تركيه به دست آورد و ترجمه آزاد آن را ضمن شرح و بسط قسمتهاي مهم به اين صورت مي آورد:

حياط خوان بزرگ به بيرقهاي رنگارنگ مزين بود. ده هزار شمع روشن در چراغهاي رنگارنگ بلوري, مزين به تمثال ائمه يا پرچم شير(كه در آن زمان نشان كشور ايران بود) حياط را به طرز با شكوهي روشن مي كرد. مراسم با صداي كوبش طبل آغاز مي شد, سپس دسته با همراهي موسيقي عزا به اين ترتيب وارد ميدان مي شد: در پيشاپيش دسته مردي بود با بيرقي در دست كه پارچه هايي از رنگهاي متفاوت و زيبا از آن آويزان بود در پي او مردي ديگر با علم پيغمبر كه از پارچه هاي سياه و سفيد بود وبر آنها نوشته ها و تصوير يك پنجه گلدوزي شده بود حركت مي كرد. اسبهاي پوشيده از شالها و قاليها بيانگر هفتاد و دو تن از ياران شهيد امام حسين(ع) بودند, بر اسبي بي زين دو سپر و دو شمشير آخته, چليپا وار قرار داده شده بود. اسبي ديگر حامل محمل كجاوه اي پوشيده با پرده هاي سبز و سياه بود كه از ميان پرده ها يك زن و چند كودك به نشانه اهل بيت امام حسين (ع) ديده مي شدند. نزديك اين اسب, مرداني سوار بر اسب كاه به اطراف مي پراكندند. بر آخرين اسب پوششي سفيد و خونين, به نشانه اهل بيت امام حسين(ع) آويزان بود.غير از اين, دو كبوتر سفيد كه پاهايشان به هم بسته و پرهايشان به رنگ سرخ آغشته بود) نيز دو تير طلايي بلند به نشانه ارواح شهيدان به چشم مي خورد. پشت سر اين اسب صف فشرده اي از مردان ايراني كه به طور هماهنگ و محكم سينه مي زدند فرياد حسين! حسين! مي كشيد, به دنبال آنها دسته اي از عزاداران كه پيراهنهاي گلدوزي شده سياه بر تن داشتند, با زنجيره هاي بلند آهنين به همراه ضرب سنج بر دوش برهنه خود مي زدند.

سيد حسينعلي جعفري در مورد برگزاري مراسم مختلف چنين مي نويسد:مراسم تعزيه داري نخستين بار توسط تيمور لنگ شد. از آنجا كه تعزيه هند شبيه سازي قبر امام حسين(ع) در كربلاست, مورد احترام مسلمانان و غير مسلمانان واقع شده است. امروز پس از گذشت سده ها, تعزيه به صورت هنري زيبا در آمده است. تعزيه ها از نظر طرح و اندازه با هم متفاوت هستند و هر شهر شرح مخصوص خود را دارد.

در هند تعزيه متنوعي وجود دارد, تعزيه هايي كه در طول سال براي زيارت نگهداري مي شوند, به ضريح موسومند ضريحها را معمولاً از چوب و فلز زرتاب و نقره گون مي سازند. هر زيارتگاه تاريخي براي خود ضريحي مخصوص دارد. تعزيه را معمولاً از شاخه هاي ني, عاج, كاغذ و ديگر تكه هاي دست ساخت زيباي هنري مي سازند. اندازه ها نيز متفاوت اند.در مناطق كوهستاني تعزيه اي ديده شده كه از شاخه هاي درختان ساخته و با برگها و گلها تزيين شده بود. همه اين تعزيه ها را در پايان مراسم روز عاشورا يااربعين مراسم چهل بخاك مي سپارند.

حيدر آباد نيز شهري است از امام باره ها و عزا خانه ها كه به گونه اي دلپسند به ضريح و علم مزين سنتي را در دسته اي بزرگ به راه مي افتد. در حيدر آباد و بمبئي نيز ايرانيان كثيري مقيم هستند كه بر شكوه و غناي تعزيه داراي مي افزايند.

 

عاشورا در نگاه برخی مستشرقین ، بزرگان و علما

  شيخ جعفرشوشتري : ازعظمت بلكه معجزه قرآن، آن است كه برخلاف ديگر كتابها تكرارش ملال آور نيست، بلكه لطفش بيشتر مي گردد، مصيبت امام حسين (ع) هم همينطور است. هرچه خوانده يا شنيده شود باز تازه است. ديگرآنكه نگاه كردن به خط قرآن عبادتست، تلاوت و گوش دادن به آن عبادتست، مرثيۀ امام حسين(ع) ، هم چنين است، خواندنش و گوش دادنش عبادتست، گرياندنش و گريه كردنش نيز عبادتست .

« مَنْ بَكي اَوْ بَكي اَوْ تَباكي وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةِ » ازجمله آنكه قرآن مجيد به جميع شئون معجزه است و ... و حسين (ع) هم به سربريده اش ، به اعضايش، به بدنش همه معجزه است. « بخشي ازكتاب سراي ديگر»

 مَهاتما گاندي (رهبر استقلال هند) : من زندگي امام حسين(ع)، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقّت خواندم و توجّه كافي به صفحات كربلا نموده ام و بر من روشن است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از سرمشق امـــام حسين(ع) پيروي كند.

  محمّد علي جناح (قاعد اعظم پاكستان) : هيچ نمونه اي از شجاعت، بهتر از آنكه امام حسين(ع) از لحاظ فداكاري و تهوّر نشان داد در عالم پيدا نمي شود. به عقيدهء من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قربان كرد پيروي نمايند.

 

  بنتُ الشّاطي (نويسنده مصري) : زينب، خواهر حسين(ع) لذّت پيروزي را در كام ابن زياد و بني اميّه خراب كرد و در جام پيروزي آنان قطرات زهر ريخت، در همهء حوادث سياسي پس از عاشورا، همچون قيام مختار و عبدالله بن زبير و سقوط دولت امويان و برپايي حكومت عباسيان و ريشه دواندن مذهب تشيّع، زينب، قهرمان كربلاف نقش برانگيزنده داشت.

  لياقت علي خان (نخستين نخست وزير پاكستان) : اين روز محرّم، براي مسلمانان سراسر جهان معني بزرگي دارد. در اين روز، يكي از حزن آورترين و تراژديك ترين وقايع اسلام اتفاق افتاد،شهادت حضرت امام حسين(ع) در عين حزن، نشانهء فتح نهايي روح واقعي اسلامي بود، زيرا تسليم كامل به ارادهء الهي به شمار مي رفت. اين درس به ما مي آموزد كه مشكلات و خطرها هر چه باشد، نبايستي ما پروا كنيم و از حق و عدالت منحرف شويم.

  عبّاس محمود عقّاد (نويسنده و اديب مصري) : جنبش حسين(ع)، يكي از بي نظيرترين جنبش هاي تاريخي است كه تاكنون در زمينهء دعوت هاي ديني يا نهضت هاي سياسي پديدار گشته است ... دولت اموي پس از اين جنبش، به قدر عمر يك انسان طبيعي دوام نكرد و از شهادت حسين(ع) تا انقراض آنان بيش از شصت و اندي سال نگذشت.

 احمد محمود صُبحي : اگر چه حسين بن علي(ع) در ميدان نظامي يا سياسي شكست خورد، امّا تاريخ، هرگز شكستي را سراغ ندارد كه مثل خون حسين(ع) به نفع شكست خوردگان تمام شده باشد. خون حسين(ع)، انقلاب پسر زبير و خروج مختار و نهضت هاي ديگر را در پي داشت، تا آنجا كه حكومت اموي ساقط شد و نداي خونخواهي حسين(ع)، فريادي شد كه آن تخت ها و حكومت ها را به لرزه درآورد.

  محمد زُغلول پاشا (در مصر، در تكيهء ايرانيان) : حسين(ع) در اين كار به واجب ديني و سياسي خود قيام كرده و اينگونه مجالس عزاداري، روح شهادت را در مردم پرورش مي دهد و مايهء قوّت اراده آنها در راه حق و حقيقت مي گردد.

  عبد الرحمن شرقاوي (نويسنده مصري) : حسين(ع)، شهيد راه دين و آزادگي است. نه تنها شيعه بايد به نام حسين(ع) ببالد، بلكه تمام آزادمردان دنيا بايد به اين نام شريف افتخار كنند.

  طه حسين (دانشمند و اديب مصري) : حسين(ع) براي به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد و دنبال كردن از جايي كه پدرش رها كرده بود، در آتش شوق مي سوخت. او زبان را دربارهء معاويه و عمّالش آزاد كرد، تا به حدّي كه معاويه تهديدش نمود. امام حسين(ع)، حزب خود را وادار كرد در طرفداري حق سختگير باشند.

  عبد المجيد جَودهُ السحّار (نويسنده مصري) : حسين(ع) نمي توانست با يزيد بيعت كند و به حكومت او تن بدهد، زيرا در آن صورت، بر فسق و فجور، صحّه مي گذاشت و اركان ظلم و طغيان را محكم مي كرد و بر فرمانروايي باطل تمكين مي نمود. امام حسين(ع) به اين كارها راضي نمي شد، گر چه اهل و عيالش به اسارت افتند و خود و يارانش كشته شوند.

  علامه طنطاوي (دانشمند مصري) : (داستان حسيني) عشق آزادگان را به فداكاري در راه خدا بر مي انگيزد و استقبال مرگ را بهترين آرزوها به شمار مي آورد، چنانكه راي شتاب به قربانگاه، بر يكديگر پيشي جويند.

  العُبيدي (مفتي موصل) : فاجعهء كربلا در تاريخ بشر نادره اي است، همچنان كه مسبّبين آن نيز نادره اند ... حسين بن علي(ع) سنّت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پيامبر اكرم(ص) وظيفهء خويش ديد و از اقدام به آن تسامحي نورزيد. هستس خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا كرد و به اين سبب نزد پروردگار، "سرور شهيدان" محسوب مي شود و در تاريخ ايام، "پيشواي اصلاح طلبان" به شمار رفت. آري، به آنچه خواسته بود و بلكه برتر از آن، كامياب گرديد.