مراسم عاشورا در عراق
شيعيان از قرن سوم ، در ماه محرم در منزل امامان (ع) به نوحه سرايي مي پرداختند و نوحه گراني كه «نائح» خوانده مي شدند و شعر محزون مي خواندند در اين دوران پديد آمدند. رفته رفته نوحه گري به مقتل خواني از روي مقتل الحسين ابن نما و ابن طاووس تبديل شد.
گاه نوحه خواني به درگيري ميان شيعه و سني مي انجاميد. مقتل خواني در عاشورا رفته رفته به صورت عادت مرسوم درآمده بود؛ از اين رو مستنصر عباسي به جمال الدين بن جوزي در سال 460دستور مي دهد در مقام محتسب ، مردم را از مقتل خواني در عاشورا باز دارد.
همچنين از همان آغاز، كربلا زيارتگاه و محل تجمع مسلمانان شد؛ لذا متوكل عباسي دستور داد قبر امام را محو كنند و مردم را تهديد كرد كه به زيارت آن حضرت نروند كه جان و مالشان در امان نخواهد بود.
گرچه عزاداري حسيني ، با سختگيري امويان و عباسيان عليه شيعيان همراه بود، اما در زمان آل بويه ، موازنه قوا به نفع شيعه دگرگون شد و معزالدوله اولين كسي بود كه عزاداري را به صورت مراسم سالانه در بغداد برپا كرد. در عاشوراي 353 ه.ق/933م. براي نخستين بار، در بغداد مجالس بي مانندي در عزاي حسيني برپا و بازارها بسته شد و عزاداران در خيابان ها عزاداري كردند و مردم سياه پوشيدند و يقه چاك كردند و به زيارت قبر امام (ع) رفتند.
دوران آل بويه در عراق از مهمترين دوران رشد و تحول شعاير و مراسم ديني و بويژه عاشورايي بود. اين مراسم خشم اهل سنت را برانگيخت.
آنان اين امور را بدعت و روز عاشورا را عيد خواندند و جشن گرفتند و عامه مردم با اشاره عالمان سني به عزاداران حمله كردند و امويان را ستودند و در وصف يزيد كتاب نوشتند.
با به قدرت رسيدن سلجوقيان ، وضع شيعيان بد شد؛ چه آنان عليه شيعه و معتزله و صوفيان و اشاعره اعلان جنگ كردند. شيعه جرات نكرد مراسم عزا برپا كند. تا زمان صفويان وضع به اين منوال و به زيان شيعه بود؛ چون صفويه به حكومت رسيدند، اوضاع تغيير كرد.
آنان از مراسم عزا به عنوان سلاح سياسي و تبليغاتي استفاده كردند و آن را گسترش دادند. در زمان عثمانيان ، عرصه بر شيعه تنگ آمد و در 11 نيسان 1802، وهابيان به كربلا تافتند و كشتند و سوزاندند و ويران كردند و بردند.
اينان بارگاه حسين را ويران كردند و اموال آن را ربودند و هزار نفر را به خاك و خون كشيدند و 2سال بعد قصد نجف كردند؛ اما مردم پايداري كردند و شهر و مرقد امام را به گونه اي معجزه آسا نجات دادند. اين يورشها بر شيعيان و مراسم عزاداري آنها تاثير ژرفي نهاد و ادبيات عاشورا را به شدت متاثر كرد؛ چنان كه برخي از شاعران ، اين واقعه را كربلاي دوم خواندند.
شيعيان 2سال بعد، از آنان انتقام گرفتند و ملك عبدالعزيز را به قتل رساندند. داوودپاشا حاكم عثماني عراق ، بيش از ديگر تركان بر شيعه سخت گرفت و آنها را از برپايي عزاداري بازداشت. او معتقد بود عزاداري ، ابزار تبليغاتي دولت ايران عليه عثماني است.
با روي كار آمدن عليرضا در بغداد، شيعه در انجام مراسم آزادي تمام يافت و مجالس عزا به راه انداخت و عليرضا هم در آنها شركت كرد.
در خلال قرن 19ميلادي ، همزمان با گسترش مجالس عزا، دسته هاي عزاداري هم پديد آمد. يكي از نخستين اين هياتها و دسته ها، دسته هاي سينه زني بود كه براي نخستين بار در كاظمين به راه افتاد.
مدحت پاشا، با صدور اعلاميه اي حركت دسته هاي عزاداري را ممنوع و برپايي عزاداري را جرم خواند. او پس از اين دست از سختگيري برداشت و مردم را آزاد گذاشت.
در آغاز قرن بيستم ، عزاداري در عراق گسترش و ژرفا يافت و رنگ مردمي و فولكلوري به خود گرفت و در كنار مجالس تعزيه ، دسته هاي سينه زني و زنجيرزني هم پديد آمد. در نيمه دوم قرن نوزدهم ، شيعيان عراق به تاسيس حسينيه روي آوردند. نخستين حسينيه ، با نام حسينيه حيدري در كاظمين ساخته شد.
حسينيه ها رفته رفته ، متحول و پيشرفته و به نهادهاي اجتماعي و فرهنگي تبديل شدند و كارشان ، تنها برپايي عزاداري نبود. پس از آن كه انگليس عراق را اشغال كرد، از بزرگداشت واقعه عاشورا و برگزاري مراسم عزاداري حمايت كرد، كه به سپاسگزاري رسمي عالمان شيعه از انگليس انجاميد
.
پس از تشكيل حكومت ملي در عراق در 1921، دولت روز عاشورا را تعطيل رسمي اعلام كرد، اما رفته رفته با اين مراسم مخالفت كرد تا در عاشوراي 1927ميان عزاداران و عوامل حكومتي در صحن كاظميه درگيري منجر به قتل روي داد و در 1928دولت عزاداري را ممنوع كرد.
ملك فيصل اول به مراسم عزاداري عنايت داشت و به عزاداران براي اين مراسم كمك مالي مي كرد و خود در آن شركت مي جست. در 1932دولت به هياتهاي عزاداري سخت گرفت و در 1935در دوره وزارت ياسين هاشمي بشدت از برگزاري مراسم عزا جلوگيري شد.
در دهه پنجاه دولت بر سختگيري خود افزود و هياتها را مجبور كرد از پليس اجازه نامه بگيرند. در اواخر حكومت سلطنتي در عراق ، مراسم عزاداري ديگر جنبه سياسي خود را از دست داد.
در پايان دهه 60 و آغاز دهه 70، اين مراسم به شكلي چشمگير رشد كرد و دگرگون شد. در سال 1968راديو عراق مراسم عزاداري را پخش كرد. در آغاز دهه هفتاد در كنار جنبش شيعي ، از يك سو و مشكلات سياسي و اقتصادي از سوي ديگر، مراسم عزاداري به اوج خود رسيد و حكومت براي حل مشكلات ، 60هزار ايراني را از عراق اخراج كرد و با اعمال فشار بر شاعران و مداحان و نوحه گران ، كوشيد مراسم را از بار اجتماعي و سياسي تهي كند.
در 1975از برپايي مراسم در نجف جلوگيري شد و دو سال بعد مردم دست به تظاهرات زدند و شعار دادند كه در پي آن شماري از مردم كشته و زخمي و زنداني و اعدام شدند.
سرانجام با آغاز جنگ عراق و ايران در 1980برگزاري هرگونه مراسم عزاداري حسيني در عراق ممنوع شد.

عاشورا در كشورهاي مختلف
بهروز یاراحمدی
عاشورا در عراق
عراق اولين كشوري است كه عاشورا در آن اهميت خاصي دارد و به اعتقاد بسياري از مورخين و علما اولين كشوري كه در آن مراسم عزاداري حسيني برگزار ميشده، عراق بوده است. مراسم عزاداري عاشورا ريشههاي ديرينه در عراق دارد و از صدها سال پيش با حضور علماي ديني و بزرگان مذهبي به شكلي بسيار باشكوه در اين كشور برگزار ميشده است. البته با روي كار آمدن رژيم بعث عراق برگزاري اين مراسم رفته رفته با محدوديت مواجه شد تا اين كه در سال 1989 طي برخوردي نظامي به شدت سركوب شد، اما با سقوط رژيم بعث در سال 2003، مراسم ويژه عاشورا دوباره احيا شد و اکنون مردم با شور و شوق خاصي آن را برگزار ميكنند. اين ممنوعيت و محدوديت بيست ساله براي برگزاري اين مراسم باعث شده تا مردم با شعف و شور مضاعفي هم اقدام به برپايي مراسم عاشورا كنند.
مردم شيعه عراق 10 روز قبل از آغاز محرم خود را براي مراسم عزاداري آماده ميكنند. از ابتداي ماه محرم با نهادن نام شهداي کربلا بر هريک از روزهاي دهه اول محرم، مراسم عزاداري امام حسين (ع) در عراق آغاز ميشود.مردم عراق روز اول را به سفر حضرت امام حسين (ع) از مدينه به كربلا اختصاص ميدهند. روز دوم و سوم روز ورود ايشان به كربلا، نصب خيمهها و گريستن حضرت زينب (ع)، روز چهارم روز مسلم بن عقيل (ع)، روز پنجم از آنِ پسران مسلم (ع)، روز ششم روز اصحاب حضرت امام حسين (ع)، روز هفتم روز حضرت عباس (ع)، روز هشتم روز حضرت قاسم (ع)، روز نهم از آنِ حضرت علي اكبر (ع ) و عبدالله الرضيع (ع)، و روز دهم روز امام حسين (ع) خوانده ميشود. هر شب و بعد از مرثيه خواندن، مردم عزادار كنار هم ميايستند و با در دست گرفتن شمشير و زدن طبل به صورت دستههاي منظم و آهنگين، حيدرحيدركنان مراسم عزاداري ويژهاي را برگزار ميكنند. سپس عزاداران به صورت گروهي دور هم جمع شده و با خواندن مرثيه و نوحه به عزاداري ميپردازند. عزاداران در شب تاسوعا با ساختن مشعل بر روي شاخههاي ويژه و آتشزدن و گرداندن آن تا صبح روز عاشورا شب را صبح ميكنند.
در روز عاشورا مردم عراق در مساجد و حسينيههايشان حاضر شده و خود را براي خواندن مقتل امام حسين (ع) آماده ميكنند. معمولا مقتل را يكي از روحانيان شناخته شده با شور و حال خاصي ميخواند. خواندن مقتل که در عراق دورههاي آموزشي ويژهاي دارد با سوز و آهي همراه است و تا ظهر عاشورا ادامه مييابد. از مهمترين شخصيتهايي كه در كل تاريخ عراق به خواندن مقتل در روز عاشورا مشهورند ميتوان به مرحوم سيد عبدالزهرا كه از او به عنوان پدر مقتلخوانان نيز ياد ميكنند و افراد بسياري را براي خواندن مقتل تربيت كرده و همچنين سيد محمدباقر حكيم كه خواندن مقتل او از پرطرفدارترين مراسم عاشورايي است، اشاره كرد.
هر دو شخصيت ذكرشده اكنون فوت كردهاند و بنا به اعتقاد بسياري از مردم عراق هنوز هيچ كس نتوانسته جاي خالي آنها را پركند. مقتلخواني اين دو فرد به قدري با اهميت بوده كه براي شركت در مراسمشان از كشورهاي اسلامي ديگر نظير بحرين و عربستان سعودي مسافران بسياري به عراق و ايران ميآمدهاند. خواندن مراسم مقتلخواني با رسيدن آفتاب به وسط آسمان پايان مييابد. در اين موقع مردم به خيابانها ريخته و خود را براي عزاي طويريج آماده ميكنند. در اين ميان عزاي ديگري نزديك به ظهر برگزار ميشود كه موسوم به عزاي طويريج است.طويريج در حقيقت نام دهي است كه تقريبا در 20 كيلومتري شهر كربلا واقع شده است. مردم عزادار از سپيدهدم و بعد از خواندن نماز صبح كه غالبا به صورت جماعت برگزار ميشود، هرولهكنان به سمت كربلا ميآيند. آنها بايد حتما ظهر به حرم رسيده و سينهزني خود را در آنجا انجام دهند.در اين زمان در كربلا به صورت مجازي خيمههايي برپا ميكنند و ضمن شبيهسازي اصحاب و سربازان عمر بن سعد اقدام به آتشزدن خيمهها ميكنند.
معروفترين غذاي اين روزها قيمه نجفي است كه مخصوص اين روزها پخته ميشود و طرفداران بسياري نيز دارد.
عاشورا در هند و پاكستان
در اين ميان مراسم عزاداري امام حسين (ع) در هند و پاكستان به شكل ديگري برگزار ميشود. دوستداران آن حضرت در هند و پاكستان با ياد آن حضرت به زنجيرزني ميپردازند. زنجيرها وزن زيادي دارند و بر روي هر يک تيغهايي نصب شده است.اين شكل عزاداري از ايران به اين كشورها رفته است. عزاداران بعد از سينهزني و زنجيرزني به سوي مكاني ميروند كه از قبل با سنگ و هيزم فرششده و با آتش گداخته شده است. داغي اين مكان به حدي است كه لهيب آتش و قرمزي ذغالها به وضوح ديده ميشود. آنها با راه رفتن بر روي آن مكان مصيبتهاي وارده به آن حضرت را گرامي ميدارند.غذاي مخصوص ايام محرم در ميان مردم پاكستان حليم خاصي است كه به عزاداران ميدهند. اين حليم برخلاف حليم ما ايرانيان شور است و با نمك سرو ميشود. اين غذا در هند نيز در ميان عذادارن حسيني سرو ميشود. اين نوع غذا نيز در حقيقت از مناطق جنوبي ايران به هند و پاكستان رفته است.
عاشورا در بنگلادش
مراسم عاشورا در بنگلادش نيز ديدني است. منطقه شورابوي از توابع هوي گنجسيلهت در شمال شرقي بنگلادش از صدها سال پيش به عنوان منطقه عاشقان اهل بيت (عليهمالسلام) به ويژه اصحاب كساء و پنج تن آل عبا معروف است.در اينمنطقه در روزهاي دهه محرم و به ويژه تاسوعا و عاشورا از حدود30 روستاي پيرامون آن، زنان و مردان ضمن راهپيمايي به سوگواري ميپردازند. عزاداران زن و مرد و كودك كه همگي از پيروان اهل سنت هستند در ايام عاشورا به ياد شهداى كربلا روزه گرفته و پابرهنه ميشوند.پيش از مراسم سخنراني، زنان و مردانگروهگروه گردهم ميآيند و به روش سنتي منطقه مرثيههاي گروهي و دستهجمعي خوانده و به سينهزني ميپردازند. به گفته مردم بومي اين منطقه، اين مرثيه صدها سال پيش نوشته شده و به صورت نسخههاي خطي در اختيار هر گروه يا روستايي قرار دارد و به عنوان نمونه ادبيات فولكور و سنتي نگهداري ميشود. روز عاشورا در بنگلادش تعطيل رسمي است. رئيسجمهور و نخست وزير پيام تسليت و بزرگداشت صادر ميكنند. راديو و تلويزيون در طول روز عاشورا برنامه ويژه عزاداري و بحث و سخنراني پخش ميكنند و مردم عموما در روز عاشورا روزه ميگيرند و از انجام هر كاري كه حاكي از خوشحالي و سرور باشد خودداري ميكنند. بعضي از مردم نيز دهه نخست محرم را روزه ميگيرند و به سوگواري شهادت امام همام، حضرت اباعبدالله(ع)، ميپردازند.
عاشورا در افغانستان
در افغانستان نيز مراسم عزاداري حسيني شور و حال خاصي دارد. در اين كشور و به ويژه در شهرهاي هرات و كابل و مزارشريف، در ماه محرم همه چيز رنگ و بوي ديگري ميگيرد.يكي از زيباترين و تأثيرگذارترين صحنههايي كه در ماه محرم در افغانستان وجود دارد، سينهزني و زنجيرزني خاص و بسيار پرشور عزاداراني است كه هر يك متناسب با منطقه و محله خود صورت خاصي دارد.در اين مراسم پيروان مذاهب شيعي و سني مشاركت دارند. و با برگزاري مجالس ويژه عزاداري مردم را اطعام ميكنند. بسياري در اين روزها نذرهاي ويژهاي دارند. بسيار ديده ميشود كه در يك محله يا يك پاساژ، چند خانواده يا چند دكاندار، بيتوجه به مذهبشان، اعم از اينكه سني باشند يا شيعه، با يكديگر همخرج شده و هر كدام سهمي گذاشته و محفلي عظيم به پا ميكنند و به مردم غذا ميدهند.
عاشورا در اروپا
در قلب اروپا نيز محرم و عاشورا، روزي ويژه و به يادماندني است. در كشور كوچك آلباني كه انبوهي از شيعيان با عنوان بكتاشيه زندگي ميكنند مراسم ويژهاي براي عاشورا ميگيرند.مردم عزادار در تيرانا، پايتخت آلباني، در روز شهادت حضرت عباس(ع) مراسمي ويژه برگزار ميكنند. در اين روز تمام مردم شهر پياده به سمت منطقهاي در بيرون از تيرانا به راه افتاده و در بالاي كوهي كه به نام حضرت عباس (ع) ناميده شده و همگان آن را مقدس ميشمارند، جمع ميشوند.در اين روز اعضاي كابينه و شخص رييسجمهور و ديگر مقامات دولتي نيز حتماً خود را ملزم ميبينند كه پياده در اين مراسم شركت كنند. رييسجمهور كشور به همراه مردم و ديگر وزرا و مقامات دولتي پياده از پايين تپه به سمت نقطهاي خاص در بالاي كوه به راه افتاده، در ساعتي خاص در آنجا جمع ميشوند و با سخنراني و صرف غذا و شربتهاي نذري مراسم را به پايان ميبرند.
در بريتانيا كه يكي از مهترين كشورهاي اروپاي غربي به حساب ميآيد، طي ساليان اخير مراسم محرم و عاشورا شناخته شده است. مقامات عاليرتبه بريتانيايي كه در برخي موارد برخي وزرا و نمايندگان پارلمان عوام نيز در ميانشان ديده ميشود، فارغ از مذهب و اعتقاداتشان در ميان مراسم شيعيان حسيني حاضر ميشوند.
در بوسني هرزگوين نيز به ياد محرم و عاشورا مراسم خاصي برپا ميشود. در اين ايام و به خصوص تا پايان دهه اول محرم تمامي مكانهاي رقص و كافهها تعطيل شده و حتي در برخي از كافهها كتيبههاي حسيني در و ديوار آنها را ميپوشاند.مردم در اين روزها سعي ميكنند تا از شاديهاي خود بكاهند و با شركت در مراسم عزاداري ياد سالار شهيدان را گرامي بدارند. تلويزيون و راديو از پخش برنامههاي شاد پرهيز كرده و اقدام به پخش مراسم سوگواري ميكنند. در روز عاشورا سرو غذا و اطعام از اهميت بسياري در ميان مردم بوسني برخوردار است.
سابقه مراسم عاشورا در شهرهای مختلف ایران
بهروز یاراحمدی
مراسم عزاداری حسینی تاریخچهای بس طولانی دارد. شاید ریشه آن به عزاداری اولیه طایفه بنیاسد برسد که هنگام دفن شهدای کربلا بر سر مزار آنان مویه کردند و اشک ریختند. شیعیان زمانی که در دوره دیلمیان و صفویه آشکارا به آن میپرداختند همواره برای آن ارزش و احترام ویژهای قائل بودند. نوع عزاداری و شیوه آن در طول صدها سال دچار دگرگونی فراوان شد. شکل ساده آن برگزاری مجالس تذکار برای شهدا بود که فقط به مویه و گریه میگذشت، شکل پیچیده آن در ایام حکومت قاجاریان به اوج خود رسید و پیرایهها شبها نیز دسته های مخصوص در تهران حرکت میدادند که به دسته شاحسینی (شاه حسینی) معروف بودند. دستههایی که در شبهای دهه اول محرم به نیت مشق با آلات برنده از قبیل قمه و شمشیر به خیابانها میآمدند و در دو ردیف منظم روبه روی یکدیگر با صدای مهیبی شاخسین میگفتند، با شیپور و نقاره همراه میشدند. بعداز ظهر عاشورا که خیمه سوزان چادرهای حسینی در برخی از محلات تهران به نمایش در میآمد سکوتی دهشتآور شهر را میگرفت، تا شب همان روز که به شام غریبان امام حسین میانجامید و دستهها با شمعهای روشن با شهدای کربلا وداع میکردند.
عاشورا در ايران
سالهای سال است که ماه محرم مردم ایران برای امام حسین مراسم عزاداری برپا میکنند. گوشه گوشه ایران در هر شهرو روستایی مردم سیاه می پوشند و هر کدام مراسم خاص خود را دارند. نگاهت را که بچرخانی میبینی که همه جا سیاه شده. لباسها، پرچمها. هر کسی یک حال و هوایی دارد.حال و هوایی که هر سال رنگ میبازد، آیینها و سنتهایی که رو به فراموشی میرود و یا ناقص و جمع و جور شده به تاسی از زندگی ماشینی انجام میشود. . در تهران قدیم، محرم صدها منبر در کوچهها و معابر میگذاشتند و روضه میخواندند. پلههای این منابر را با کاه گل تازه میپوشاندند و روی آنها شمع میگذاشتند. مؤمنانی که شمع نذر میکردند باید چهل و یک شمع به یاد چهل و یک شهید از مقدسان شیعه به چهل و یک منبر میبردند. کار نشاندن شمع بر پلههای چهل و یک منبر باید پیاده انجام میشد تا نیت افراد برآورده شود. جوانان و بیشتر افرادی که نام شان حسین است در این مراسم پیراهن سیاه میپوشیدند و شیپور و سنج مینواختند و میخواندند؛ «شاه حسین، حسین، حسین». در شب میان تاسوعا و عاشورا مسجدها چراغانی میشود و مردها صورت خود را گل می مالیدند و با سینه ی باز و پای برهنه سینه زنی می کردند. اغلب مردی با تکهای پنبه یا اسفنج دسته عزاداری را دور میزد و اشکهای عزاداران را جمع میکرد و در یک بطری میچلاند. میگفتند که این مایه شفابخش بیماریها و باطل السحر حوادث ناگوار است.
بيرجند
در شهرستان بیرجند "علم" از مهمترین و اصلیترین علایم عزاداری است و مردم برای آن احترام زیادی قایل هستند بصورتی که وقتی علمها را میبندند انگار که دوباره به آن جان میبخشند و هرگز به علم پشت نمیکنند.
مراسم علم بندان یا علم بند و در بیرجند و روستاهای این شهرستان در روزهای مختلف دهه نخست محرم از جمله روز اول، دوم، سوم، چهارم و هفتم انجام میشود.
اردبيل
آیین طشتگذاری یکی از آیینهای سنتی عزاداریهای محرم ویژه اردبیل است که همه ساله سه روز قبل از ماه محرم توسط دستههای عزاداری با شکوه و شیوه خاص خود ابتدا در حسینهها، مساجد و تکایای این شهر برگزار میشود.در این آیینها دستههای سینهزنی و زنجیرزنی به یاد لب تشنگان نهر فرات مشک یا کوزهای را پر از آب کرده و آن را همراه با طشتی که اغلب بر دوش ریش سفیدان محلهها حمل میشود به مساجد و حسینهها میآورند.سپس عزاداران با زنجیر زنی و سینه زنی و نالههای یاحسین طشت را در مکان خاصی که با شمعهای روشن و تصاویر ائمه معصومان (ع) تزیین شده است، قرار میدهند.این آیینها تا آخرین روز ماه ذیحجه به نوبت در تمامی مساجد و تکایای اردبیل انجام میگیرد و در آنها نوحهخوانان اغلب از احوالات حضرت علیاصغر و حضرت ابوالفضل (ع) مراثی و اشعاری را با الحان سوزناک میخوانند.
يزد
سالهاست که مراسم نخلبرداری، از ویژگیهای منحصر به فرد مراسم محرم و عزاداری در یزد محسوب میشود و در اکثر نقاط استان یزد در روز دهم محرم، بعد از به جا آوردن نماز ظهر عاشورا هیاتهای مختلف به زیر نخل رفته و با صدای حسین حسین سه بار نخل را به دور کلک حسینیه میگردانند.
دو نخل قدیمی واقع در میدان امیر چخماق و بعثت یزد و دو نخل در محله گرمسیری و شاهولی شهرستان تفت در ظهر عاشورا آذینبندی میشوند.
شاهرود
مردم از اول محرم با سیاه پوش کردن گوشه و کنار شهر عزاداری میکنند. در پنجم محرم با برگزاری مراسم پرشور طوق بندان در شهر شاهرود، مراسم شور دیگری پیدا میکند.این مراسم مخصوص شاهرود است. عزاداران که از صبح این روز مشغول به غبار روبی، شستشو و تزئین طوق به پارچه ها و شال های سبز هستند، همراه هیئتهای عزادار مشغول سینهزنی و زنجیرزنی در محل مراسم حاضر میشوند. پس از رسیدن تمامی طوقها و دستههای سینه زنی در محل برگزاری مراسم، جوانان با گرفتن پهلوی یکدیگر به صورت زنجیروار فریاد یا عباس یا عباس سر میدهند و عشق و ارادت خود را به امام حسین (ع)، حضرت ابوالفضل (ع) و شهیدان کربلا ابراز میدارند.عزاداران پس از طی نمودن مسیر چهار راه مدرسه قلعه همگی وارد تکیه زنجیری که از بزرگترین و قدیمیترین تکیههای شاهرود است میشوند، و آنجا سیل جمعیت با مداحی ، ساعتها بر سر و سینه میزنند و زنان و مردان دیگر در بالای شاه نشین تکیه با ریختن اشک ماتم عزاداران را همراهی میکنند.
ابركوه
قدمت اجرای مراسم عزاداری سید الشهدا به صورت هیات و برنامهریزی شده در ابرکوه به صدو اندی سال یش برمیگردد. در زمان قدیم فردی به نام فتح الله نادی علی مشهد با مراسم عزاداری به صورت منسجم و مستقیم آشنا میشود و تعدادی وسایل از قبیل شیپور و علم خریداری میکند و به ابرکوه میآورد. این وسایل تا مدتی بلا استفاده بوده تا این که فردی به نام سید احمد عظیمی دستور ایجاد هیات عزاداری را صادر میکند.قدمت تعزیه در ابرکوه به معنی واقعی آن در تاریخ ابرکوه ریشه ندارد و توسط افراد خارج از ابرکوه و افرادی که از فارس دعوت میشده و مهارت خاصی در این کار داشتند و وسائل جالب را برای این کار ابداع کرده بودند اجرا میشد.یکی دیگراز مراسم ایام محرم و سوگواری ابا عبدالله حسین (ع) در ابرکوه شور خوانی است. برای شور زدن افراد به دو گروه تقسیم میشوند و با حلقه زدن به دور کمر یکدیگر، با دست راست و ضمن حرکات موزون پا، بر سینه میزنند او اشعاری را مثل «بیسر حسین، غریب حسین ، عطشان حسین و...» در جواب یکدیگر میخواندند.
گيلان
علم بندی مراسمی است که معمولا در همه بقاع متبرکه استان گیلان طی آدابی خاص انجام میگیرد و نهایتا در هفته اول ماه محرم (در هر بقعه شب به خصوصی) همه علمها بسته میشود. علم چوب مخصوصی است که در بقاع قدیمی اغلب یا تزییناتی فلزی به ویژه، در قسمت بالا همراه است و یکی از بارزترین علایم آن داشتن دو سر اژدهاست. علم بندی با روشن کردن شمع، نذر و نیاز و حاجت خواهی همراه است. شخصی که نذر و نیتی دارد پارچه سبز رنگی را به عشق امام حسین(ع)، حضرت علی(ع) و دیگر ائمه اطهار بر علم میبندد.هر تکه پارچهای که بر علم بسته میشود در حقیقت خواهش و تمنایی است.مراسم علمبندی که در ماسوله به آن طوق بندی هم میگویند در سراسر گیلان در هفت شب اول محرم انجام میشود.علم واچینی هم در یک نوبت دیگر که البته در هر بقعه زمان آن فرق میکند با مشارکت مستقیم کسانی که علم را بستهاند و حضور عده کثیری از اهالی محل انجام میگیرد. در این روز کسانی که در فاصله علم بستن و علم واچیدن نذر و نیازشان برآورده شده با قربانی کردن گوسفند و طعام دادن به زایران حضور فعالتری دارند.مراسم علمبندی و علم واچینی که از مراسم بسیار قدیمی و رایج در گیلان است امروزه به سه صورت سنتی، نیمه سنتی و مذهبی رایج است.
عاشورا در خرم آباد
عزاداري براي امام حسين (ع) و ياران وفادارش از ساليان دور در استان لرستان قدمت داشته بطوريكه عشق مردم به اباعبدالله الحسين(ع) و حضرت ابوالفضل (ع) مثال زدني است. همه ساله در جاي جاي استان لرستان همزمان با آغاز ماه محرم مردم مومن استان لرستان بيرقهاي عزا و خيمههايي به ياد ابا عبدالله(ع) و واقعه كربلا بر پا ميكنند و در هر كوي و برزني بوي عطر حسين(ع) فضا را عطر آگين ميكند.


