X
تبلیغات
شهر خرم آباد لرستان - مراسم عاشورا در عراق

شهر خرم آباد لرستان

دیدنی های خرم آباد

مراسم عاشورا در عراق

شيعيان از قرن سوم ، در ماه محرم در منزل امامان (ع) به نوحه سرايي مي پرداختند و نوحه گراني كه «نائح» خوانده مي شدند و شعر محزون مي خواندند در اين دوران پديد آمدند. رفته رفته نوحه گري به مقتل خواني از روي مقتل الحسين ابن نما و ابن طاووس تبديل شد.
گاه نوحه خواني به درگيري ميان شيعه و سني مي انجاميد. مقتل خواني در عاشورا رفته رفته به صورت عادت مرسوم درآمده بود؛ از اين رو مستنصر عباسي به جمال الدين بن جوزي در سال 460دستور مي دهد در مقام محتسب ، مردم را از مقتل خواني در عاشورا باز دارد.
همچنين از همان آغاز، كربلا زيارتگاه و محل تجمع مسلمانان شد؛ لذا متوكل عباسي دستور داد قبر امام را محو كنند و مردم را تهديد كرد كه به زيارت آن حضرت نروند كه جان و مالشان در امان نخواهد بود.

 
گرچه عزاداري حسيني ، با سختگيري امويان و عباسيان عليه شيعيان همراه بود، اما در زمان آل بويه ، موازنه قوا به نفع شيعه دگرگون شد و معزالدوله اولين كسي بود كه عزاداري را به صورت مراسم سالانه در بغداد برپا كرد. در عاشوراي 353 ه.ق/933م. براي نخستين بار، در بغداد مجالس بي مانندي در عزاي حسيني برپا و بازارها بسته شد و عزاداران در خيابان ها عزاداري كردند و مردم سياه پوشيدند و يقه چاك كردند و به زيارت قبر امام (ع) رفتند.
دوران آل بويه در عراق از مهمترين دوران رشد و تحول شعاير و مراسم ديني و بويژه عاشورايي بود. اين مراسم خشم اهل سنت را برانگيخت.

 
آنان اين امور را بدعت و روز عاشورا را عيد خواندند و جشن گرفتند و عامه مردم با اشاره عالمان سني به عزاداران حمله كردند و امويان را ستودند و در وصف يزيد كتاب نوشتند.
با به قدرت رسيدن سلجوقيان ، وضع شيعيان بد شد؛ چه آنان عليه شيعه و معتزله و صوفيان و اشاعره اعلان جنگ كردند. شيعه جرات نكرد مراسم عزا برپا كند. تا زمان صفويان وضع به اين منوال و به زيان شيعه بود؛ چون صفويه به حكومت رسيدند، اوضاع تغيير كرد.
آنان از مراسم عزا به عنوان سلاح سياسي و تبليغاتي استفاده كردند و آن را گسترش دادند. در زمان عثمانيان ، عرصه بر شيعه تنگ آمد و در 11 نيسان 1802، وهابيان به كربلا تافتند و كشتند و سوزاندند و ويران كردند و بردند.

 
اينان بارگاه حسين را ويران كردند و اموال آن را ربودند و هزار نفر را به خاك و خون كشيدند و 2سال بعد قصد نجف كردند؛ اما مردم پايداري كردند و شهر و مرقد امام را به گونه اي معجزه آسا نجات دادند. اين يورشها بر شيعيان و مراسم عزاداري آنها تاثير ژرفي نهاد و ادبيات عاشورا را به شدت متاثر كرد؛ چنان كه برخي از شاعران ، اين واقعه را كربلاي دوم خواندند.

 
شيعيان 2سال بعد، از آنان انتقام گرفتند و ملك عبدالعزيز را به قتل رساندند. داوودپاشا حاكم عثماني عراق ، بيش از ديگر تركان بر شيعه سخت گرفت و آنها را از برپايي عزاداري بازداشت. او معتقد بود عزاداري ، ابزار تبليغاتي دولت ايران عليه عثماني است.
با روي كار آمدن عليرضا در بغداد، شيعه در انجام مراسم آزادي تمام يافت و مجالس عزا به راه انداخت و عليرضا هم در آنها شركت كرد.


در خلال قرن 19ميلادي ، همزمان با گسترش مجالس عزا، دسته هاي عزاداري هم پديد آمد. يكي از نخستين اين هياتها و دسته ها، دسته هاي سينه زني بود كه براي نخستين بار در كاظمين به راه افتاد.


مدحت پاشا، با صدور اعلاميه اي حركت دسته هاي عزاداري را ممنوع و برپايي عزاداري را جرم خواند. او پس از اين دست از سختگيري برداشت و مردم را آزاد گذاشت.
در آغاز قرن بيستم ، عزاداري در عراق گسترش و ژرفا يافت و رنگ مردمي و فولكلوري به خود گرفت و در كنار مجالس تعزيه ، دسته هاي سينه زني و زنجيرزني هم پديد آمد. در نيمه دوم قرن نوزدهم ، شيعيان عراق به تاسيس حسينيه روي آوردند. نخستين حسينيه ، با نام حسينيه حيدري در كاظمين ساخته شد.


حسينيه ها رفته رفته ، متحول و پيشرفته و به نهادهاي اجتماعي و فرهنگي تبديل شدند و كارشان ، تنها برپايي عزاداري نبود. پس از آن كه انگليس عراق را اشغال كرد، از بزرگداشت واقعه عاشورا و برگزاري مراسم عزاداري حمايت كرد، كه به سپاسگزاري رسمي عالمان شيعه از انگليس انجاميد

.
پس از تشكيل حكومت ملي در عراق در 1921، دولت روز عاشورا را تعطيل رسمي اعلام كرد، اما رفته رفته با اين مراسم مخالفت كرد تا در عاشوراي 1927ميان عزاداران و عوامل حكومتي در صحن كاظميه درگيري منجر به قتل روي داد و در 1928دولت عزاداري را ممنوع كرد.

 
ملك فيصل اول به مراسم عزاداري عنايت داشت و به عزاداران براي اين مراسم كمك مالي مي كرد و خود در آن شركت مي جست. در 1932دولت به هياتهاي عزاداري سخت گرفت و در 1935در دوره وزارت ياسين هاشمي بشدت از برگزاري مراسم عزا جلوگيري شد.

 
در دهه پنجاه دولت بر سختگيري خود افزود و هياتها را مجبور كرد از پليس اجازه نامه بگيرند. در اواخر حكومت سلطنتي در عراق ، مراسم عزاداري ديگر جنبه سياسي خود را از دست داد.
در پايان دهه 60 و آغاز دهه 70، اين مراسم به شكلي چشمگير رشد كرد و دگرگون شد. در سال 1968راديو عراق مراسم عزاداري را پخش كرد. در آغاز دهه هفتاد در كنار جنبش شيعي ، از يك سو و مشكلات سياسي و اقتصادي از سوي ديگر، مراسم عزاداري به اوج خود رسيد و حكومت براي حل مشكلات ، 60هزار ايراني را از عراق اخراج كرد و با اعمال فشار بر شاعران و مداحان و نوحه گران ، كوشيد مراسم را از بار اجتماعي و سياسي تهي كند.

 
در 1975از برپايي مراسم در نجف جلوگيري شد و دو سال بعد مردم دست به تظاهرات زدند و شعار دادند كه در پي آن شماري از مردم كشته و زخمي و زنداني و اعدام شدند.
سرانجام با آغاز جنگ عراق و ايران در 1980برگزاري هرگونه مراسم عزاداري حسيني در عراق ممنوع شد.

 
 
 
 khorramabad20
 
 
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 18:18  توسط بهروز یاراحمدی  |