شهر خرم آباد لرستان

دیدنی های خرم آباد

عاشورا در خرم آباد

عزاداري براي امام حسين (ع) و ياران وفادارش از ساليان دور در استان لرستان قدمت داشته بطوريكه عشق مردم به اباعبدالله الحسين(ع) و حضرت ابوالفضل (ع) مثال زدني است.    همه ساله در جاي جاي استان لرستان همزمان با آغاز ماه محرم مردم مومن استان لرستان بيرقهاي عزا و خيمه‌هايي به ياد ابا عبدالله(ع) و واقعه كربلا بر پا مي‌كنند و در هر كوي و برزني بوي عطر حسين(ع) فضا را عطر آگين مي‌كند.

يكي از مراسم‌ كهن اهالي خرم‌آباد كه تا به امروز كم‌تر دچار تغيير و تحول شده، عزاداري ايام محرم است. گر چه قدمت آن را به     دوران حكومت اتابكان لرستان نسبت مي‌دهند اما اين مسئله نيز همانند اكثر وقايع مهم تاريخ لرستان چون راز سر به مهري باقي مانده است.تنها اثر مكتوب دوران قاجار كه به اين مراسم در خرم‌آباد اشاره نموده، سفرنامه‌ي حسن‌علي‌خان افشار (فرستاده‌ي ناصرالدين‌شاه به لرستان و خوزستان) است که جريان سفرش به خرم‌آباد در آذرماه ۱۲۲۷ شمسي(۱۵۹ سال قبل) مصادف با محرم ۱۲۶۴ قمري را چنين نگاشته است:  « روز يكشنبه دوم محرم: در سراپرده‌ي نواب والا(۱) بناي تعزيه‌ي جناب سيدالشهدا را گذاشتند. سه نفر روضه‌خوان از شهر بروجرد آمده بود. بزرگ و استاد ايشان حاجي ملا نادعلي نامي، كه روضه‌خوان خوبي بود و عمله‌ي تعزيه شبيه‌خوان هم چند نفر از خرم‌آباد بودند… دوشنبه دهم محرم، روز عاشورا: اهل شهر خرم‌آباد كه از شهر تا اردو يك فرسخ مي‌شد، دسته به دسته، جوقه به جوقه و محله به محله با طبل و كتل(۲)، سينه‌زنان به اردو ريخته، معركه‌ و شور عظيمي برپا شد. آن روز دو ساعت از روز گذشته بناي تعزيه شد.»(۳)چنان كه آمد، حسن‌علي‌خان افشار به سنت گِل ماليدن به بدن توسط اهالي خرم‌آباد اشاره‌اي نكرده و در ساير كتب و مكتوبات موجود نيز به نكاتي نظير اين مسئله كه حكام خرم‌آباد دستور داده‌اند نيروهاي حكومتي حق شركت و دخالت در عزاداري اهالي را ندارند اشاره شده است.

آن چه كه نسل به نسل از آن دوران تا به امروز رسيده، همان است كه هر ساله روز عاشورا در خرم‌آباد قابل مشاهده است. كركري سنتي دو دسته‌ي معروف و قديمي شهر به نام‌هاي «پشت بازار» و «درب دلاكان» ريشه در گذشته‌اي دور دارد كه امروز نيز اين رقابت محسوس است البته نه به شدت سال‌هاي دور. به احتمال زياد اين تقسيم‌بندي از اوايل دوره‌ي قاجار صورت پذيرفته باشد. علي‌اصغر شميم در  كتاب «ايران در دوره‌ي سلطنت قاجار » چنين مي‌آورد:  در اكثر شهرهاي مركزي و غربي ايران، سكنه‌ي هر شهر به دو دسته‌ي متمايز حيدري و نعمتي تقسيم شده بودند. محلات حيدري‌نشين و محلات نعمتي‌نشين شهر مشخص و معلوم بود. اختلاف وكشمكش بين نعمتي‌ها و حيدري‌ها در ايام محرم، روزهاي سوگواري و راه‌انداختن دسته‌ها [به اوج مي‌رسيد.] غالباً بر اثر يك پيشامد كوچك به زد و خورد و كشتار مبدل مي‌شد و جمعي بي‌گناه در آن ميان به آتش تعصب جاهلانه‌ي همشهريان خود مي‌سوختند. »(۴)

آن‌گونه كه معمرين روايت مي‌كنند، رقابت دو دسته‌ي قديمي در خرم‌آباد به گونه‌اي بود كه با وجود رفاقت و پيوند خويشي بين اكثر اهالي دو منطقه، براي چند روز ايام محرم، همه چيز به باد فراموشي سپرده مي‌شد و ناگهان دوستان قديمي به دشمنان خوني تبديل مي‌شدند!

دو خيابان بازار و درب‌دلاكان(منتهي به باجيگران) محل عبور عزاداران بود. گذشتن از محله‌ي دسته‌ي مقابل، اجتناب‌ناپذير مي‌نمود كه يكي از دلايل اصلي درگيري‌ها همين مسئله بود. در يكي از درگيري‌ها كه بر سر تصاحب عَلَم دسته‌ي مقابل صورت پذيرفت، كربلايي حاج‌علي پسر حاج‌نصير از درب دلاكان و طالب و طاهر فرزندان شكرالله از اهالي پشت بازار كشته شدند. اهميت جانفشاني افراد كشته شده به اندازه‌اي بود كه گاهي بزرگان دو منطقه، آن‌ها را در مقبره‌ي خانوادگي خويش به خاك مي‌سپردند. به همين دليل طاهر، طالب و نوهال در مقبره‌ي گرگ‌گيرها به خاك سپرده شدند.

در دهه‌ي ۱۳۱۰، مأمورين دولتي موظف به جلوگيري از اجراي مراسم و برخورد با عزاداران به بهانه‌ي ايجاد اغتشاش شدند. چون شهرباني خرم‌آباد از پرسنل كافي براي اين منظور بهره نمي‌برد، ارتش اين مسؤوليت را بر عهده گرفت. با وجود سخت‌گيري‌هاي موجود در جلوگيري از ايجاد حوضچه‌هاي مخصوص گِل‌مالي عزاداران، برپايي آتش براي خشك كردن گل چسبيده به بدن و راه‌اندازي دسته‌هاي سينه‌زني، مردم هر ساله در كوچه پس كوچه‌‌ها و حتي بيرون شهر، مراسم را برپا مي‌نمودند.

دوره‌ي حكومت رضاخان، در منطقه‌ي درب دلاكان، مرحوم حاج اسدالله زمان‌پور و در منطقه‌ي پشت بازار نيز مرحوم حاج محمدعلي رسولي سرپرست و مسؤول هيأت عزاداري منطقه‌ي خود بوده و ملزم بودند هر ساله قبل از آغاز مراسم با حضور در محل ستاد لشكر به فرماندهان وقت، جهت پرهيز از درگيري، تعهدنامه و برگه‌ي تضمين ارايه نمايند.

مرحوم عيض‌الله شيرواني، حاج حبيب نيك‌نام(۵)، حاج علي گلشن(مداح زنجيرزن‌ها)، حاج صادق نصيري و نورعلي لطفي(کمک مداح)، ذاكرين اهل بيت هيئت درب دلاكان و حاج علي‌اكبر(عله) سلطاني(۶)، كربلايي نوروزي، عزيز كرباسي، صادق غيابي و حاج حبيب نيك‌نام نيز مداحان پشت بازار بودند.

عَلَم و توغ(۷) درب دلاكان را افرادي نظير كربلايي عزيز فيضيان، عيدي امنيه(از ساكنين سسيك)، نورالله جوادي، اصغر قمري، خداداد فرهي، بعدها محمدجواد(عيدي) زماني و حمل كرده و براي دسته‌ي پشت بازار نيز سيدحسن‌علي قاسمي، زين‌العابدين(زينل) وركوهي، حاج‌صادق رستمي، صادق سلاحورزي، ماسوري و اين وظيفه را برعهده داشتند كه معمولاً اين افراد از بين پهلوانان و زورمندان هر منطقه انتخاب مي‌شدند. در آن دوران حمل عَلَم، توغ و چهل‌چراغ(كه بعدها به عَلَم و توغ افزوده شد)، افتخار مهمي محسوب مي‌شد. هم‌چنين اين افراد، مسؤوليت دفاع از هيئت خود را نيز بر عهده داشتند. لازم به ذكر است كه در آن زمان، زنجيرزني در خرم‌آباد مرسوم نبود و بعدها بروجردي‌ها در حدود سال ۱۳۲۷ آن را وارد عزاداري مردم خرم‌آباد نمودند.(۸)

 پانوشت‌ها:

-۱ منظور « اردشير ميرزا » حاكم لرستان در سال‌هاي ۱۲۲۷ تا ۱۲۲۹ خورشيدي است.

-۲عَلمي است كه در قسمت فوقاني آن پارچه‌اي به شكل پيراهن بي‌آستين نصب كنند. همانند متكايي است كه بر چوبي نصب شده و همراه علامت و بيرق در مراسم عزاداري حركت دهند. به نقل از فرهنگ معين: علم بزرگي است كه هنگام عزاداري در دسته حركت دهند.

-۳ حسن‌علي‌خان افشار، سفرنامه‌ي لرستان و خوزستان، به تصحيح: حميدرضا دالوند، (تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، ۱۳۸۲)، صص ۸۴-۸۲.

-۴علي‌اصغر شميم، ايران در دوره‌ سلطنت قاجار، (تهران: انتشارات‌زرياب، چاپ‌سوم، ۱۳۸۴) ص ۳۸۶.

-۵ حاج‌حبيب نيكنام، ابتدا مداح هيئت درب دلاكان بود، سپس به عنوان مداح پشت بازار برگزيده شد.

-۶ وي بعدها هيئت عزاداران شمال را تأسيس نمود.

-۷ جنسي است از هيزم سخت(لغت فرس اسدي، مصحح اقبال، ص ۲۲۹) همان درخت تاغ و تاخ(فرهنگ رشيدي) به معني علم و نشان(غياث‌اللغات).

-۸ ايرج كاظمي، مشاهير لر، (خرم‌آباد: انتشارات افلاك، ۱۳۷۶)، ص۹۰.

 به  نقل از محمدرضا جايدري

آداب عزاداري در ماه محرم

چند روز پيش از عاشورا يعني در همان روزهاي اول ماه محرم اهالي خرم آباد و ساير مناطق لرستان، خودشان را براي عزاداري شهداي كربلا آماده مي كنند. اغلب مردم پيراهن سياه مي پوشند و يا بازوبندهاي سياه را با نوشته هاي يا حسين، يا حسين مظلوم، و . . . به بازو مي بندند. براي بجا آوردن نذرهاي خويش كه غالبا خوراكي هستند برنج، روغن، آرد، شكر، گلاب و زعفران و ساير مواد لازم را از اين قبيل تهيه مي بينند.

هر محله اي از جمله درب دلاكان و پشت بازار علم هاي خود را سر گذارها و خيابانهاي اصلي برپا مي كنند. صداي ساز و دهل كه آهنگ غم انگيز چمريونه مينوازد در محله و كوچه هاي اطراف بگوش مي رسد. سينه زنها كه عزاداران اصلي هستند دسته دسته گرد مي آيند. شعرها و ابيات روزهاي نخست عزاداري بيشتر از اين قبيل است:

هر كه دارد عشق شاه كربلا عريان شود             گر تكبر مي كند از اين عزا بيرون شود

يا:

محرم آمد و عيشم عزا شد                                            حسينم وارد كرب و بلا شد

ماه محرم چو پديدار شد                                                 خون بدل احمد مختار شد

وقتي دسته هاي سينه زن جمع شدند، بسوي حسينيه ها و مساجد شهر حركت مي كنند. وقتی سينه زنها كاملا در محل مورد نظر استقرار يافتند، قبل از هر كاري نوحه خوان مرثيه جانسوزي ميخواند و سينه زني شروع مي شود.

روش سينه زني در خرم آباد به اينصورت است، اول نشسته و با يك دست سينه مي زنند بعد وقتي نوحه خوان فرياد مي زند اي واي شهيدا به دشت كربلا، همگي سرپا مي ايستند و ضمن جواب دادن به نوحه خوان در مقابل هم با دو دست بشدت به سينه ميزنند و بعد از مسجد يا حسينيه به عزاخانه ديگري ميروند.

روز هفتم را اهالي تراش عباس مي دانند در اين روز همگي به حمام مي روند و پس از اصلاح سرو صورت و نظافت كامل، لباسهاي تميز مي پوشند.

روز تاسوعا

مردم اين ديار در روز تاسوعا با آماده كردن خاك ويژه عزاداري كه آن را از كوهستانها و اطراف شهر بخصوص روستاي شين شا ُ Syasa تهيه كرده وپس از الك كردن به عطر و گلاب آغشته مي‌كنند آن را براي روز عاشورا مهيا مي‌كنند.  

از روز هفتم به بعد عده اي براي افروختن آتش در صبح عاشورا به جمع كردن و گردآوري هيزم مي پردازند. زيرا اگر در روز عاشورا برف و باران ببارد و يخبندان هم باشد عزاداراني كه نذر دارند حتما بايد در گل بيفتند، بهمين خاطر عده اي دور خانه ها ميگردند و با خواندن جملاتي تقاضاي هيزم ميكنند. مردم نيز با كمال ميل به آنان هيزم ميدهند.

چو يي هيمه در نن داز نذر حسين و عباس

Coe hyma derenn daz nazre hosine abas

شبها در جلو دسته هاي سينه زني چل چراغ cel cerage حركت ميكند كه در حدود سي تا چهل چراغ توري را به طرز جالب، ديدني و با مهارت خاصي بر پايه اي صليب مانند و چوبي سوار ميكنند و بوسيله يك نفر زورمند و كارآزموده كه همه ساله نذر دارد حمل ميشود.

شب عاشورا دسته هاي سينه زني اغلب از اين قبيل اشعار را كه مناسبت هم دارند ميخوانند:

شب عاشوراست يا عيد قربان است 

كرب وبلا يكسر از خون گلستان است

امشبي را شه دين در حرمش مهمان است

مكن اي صبح طلوع

عصر فردا بدنش زير سم اسبان است

مكن اي صبح طلوع

 

صبح عاشورا و مراسم گل افتادن

 

سنت "گل اوفتان" Gel oftaen در روز عاشوراي حسيني يكي از سنتهاي بسيار قديمي رايج در ميان مردم لرستان است كه نوع عزاداري روز عاشوراي مردم اين خطه را از ديگر مناطق كشور ويژگي خاص مي‌بخشد.   صبح خيلي زود، قبل از طلوع آفتاب صداي آشنا و دلگيرانه ساز و دهل كه نواي چمرونه مينوازد، همه را سراسيمه بسوي ميدان شهر و خره (گل)xara  عاشورا ميخواند. پس از اينكه همزمان با طلوع آفتاب روز عاشورا حوضچه‌هاي پر از گل تميز و معطر به گلاب نذري شد در كنار آن خرمن‌هايي از چوب و هيزم براي گرم شدن عزاداران گل اندود شده، آتش زده مي‌شود.    مردم اين منطقه با طلوع آفتاب دسته‌دسته پس از اجراي سنت ويژه "خره Xara" كه خاص عاشورا است به مراسم عزاداري حسيني شوري ديگري مي‌بخشند.    پس از آغشته شدن افراد به گل، آنان در كنار آتشي كه مهيا شده قرار مي‌گيرند تا بدن‌هاي خيس خود را خشك كنند

 دسته دسته افراد سينه زني كه از سر تا بپا در گل غلت خورده اند در ميدان مي چرخند و يا در اطراف آتشهاي جاي جاي ميدان محله بر سر ميزنند و هي رووHerou  هي رووHerou  ميكنند.

در ميانه ميدان دسته اي بدنبال ذوالجناح هستند و فرياد ميزنند:

اي ذوالجناح با وفا پس كو حسين من   (دسته اول)

اي مركب شير خدا پس كو حسين من (دسته دوم)

و يا:

اين بدن از كيست كه سر ندارد                                         عزيز زهراست كفن ندارد

زاده زهراست عزيز زينب                                                بي كس و ياور كه سر ندارد

پس از چند ساعت عزاداري بي ريا و بدون تكبر و صادقانه و جان نسوز كليه سينه زنان و عزاداران بسوي مركز شهر حركت مي كنند و اين مراسم تا ظهر عاشورا ادامه دارد. پايان عزاداري و مراسم روز عاشورا با ضرب المثل طوق اشگس Tog esges اعلام ميشود.

طوق بر وزن سوق علامت ويژه و عمودي عزاداران ماه محرم در خرم آباد است، محور اصلي چوب نسبتا بلندي است بطول هشت تا ده متر كه از يك متر به بالا از چندين حلقه كه مركز آنها چوب اصلي است تشكيل ميشود.

يك پارچه از جنس مخمل دور حلقه ها مي بندند و در بالا و انتهاي آن يك قنديل نقره قرار ميدهند و اطراف آنرا با نوارهاي رنگي ريشه دار و آينه هاي كوچك زينت مي دهند.

قديمي ترين اين علم مخصوص روستاي ماسور بوده است كه بوسيله يكي از محترمين و معتمدين محل ساخته و حمل ميشده است. اين علم را از چترهاي متعدد و وسيع مي ساختند كه باكت kat و گلوني Golvanye و پارچه هاي رنگارنگ ديگر تزئين ميدادند و روي شالي كه به كمر مي بستند حمل ميشده است، دو نفر نيز از دو طرف با رسن آنرا مهار ميكردند. در قديم عزاداران روستاي ماسور پس از وارد شدن بشهر و انجام مراسم و گرداندن طوق در شهر و سينه زني ظهر عاشورا طوق را مي شكستند (قسمتهاي مختلف آنرا از هم جدا ميكردند) و در واقع عزاداري پايان مي پذيرفت.

اصطلاح (طوق اشگس)Tog esges  از آن زمان باقي مانده است كه به صورت يك ضرب المثل در بين مردم جا افتاده است و هر وقت جرياني پيچيده و يا جلسه و مجلسي پايان مي پذيرد ميگويند: طوق اشگس" به اين معني كه موضوع خاتمه يافت. بويژه در ظهر عاشورا كه مراسم سوگواري پايان مي پذيرد و عزاداران متفرق مي شوند اين مثل كاربرد بيشتري دارد.

مراسم چهل منبر

     درميان بسياري از سنت‌ها و آداب عزاداري مردم مسلمان در هر شهر و ديار استان لرستان  "چهل منبر" آيين ويژه‌اي دارد كه در روز تاسوعا توسط زنان خرم‌آبادي در اين شهر برگزار مي‌شود.بانواني كه در روز تاسوعا در آيين چهل منبر شركت مي‌كنند با پايي برهنه و انداختن نقابي سياه بر صورت خود در سطح شهر به راه افتاده و در ۴۰مجلس روضه زنانه كه در اين روز در سطح شهر بر پا است ، حضور مي‌يابند و حاجت مي‌طلبند. زنان در پاي هر منبر يا مراسم روضه يك عدد شمع را به نيابت گرفتن حاجت خود روشن مي‌كنند و آنگاه از آن منزل خارج مي‌شوند. حسينيه هاي شهر را ميگردند، و با نيت و خواستهاي مختلف و مراسم عزاداري يك شمع روشن ميكنند تا چهل منبر را سر بزنند و چهل شمع روشن كنند. در اين سنت ديني افراد از ابتدا تا انتهاي روز سكوت مي‌كنند و تنها با ذكر كلمه "الله" و يا فرستادن صلوات بر محمد(ص) و خاندان پاكش مسير حركت خود را ادامه مي‌دهند.   

مراسم شام غريبان حسين

از عصر عاشورا به مدت سه شب با انجام مراسم شام غريبان عزاداري مي كنند. هر نفر از عزاداران يك دستار سياه مخصوص بنام كت Kat  را به سر و گردن و شانه هاي خود مي پيچاند و در عزا شركت ميكند.  در قديم دستهاي از مردم  گهواره اي سياه پوش را بر دوش ميكشيد ند با ورود آنان به مجالس عزا چراغها را خاموش ميكنند.در طول راه و در مساجد و عزاخانه با كمك نوحه خوان خود اين اشعار را همراه با نواي غم انگيز فلوت ميخوانند:

حسين گمشدم اي رودم اي رود                                نهال خم شدم اي رودم اي رود

روم گويم به زينب كنج زندان                                         كه اي زندانيان منزل مبارك

شام غريبان حسين امشب است امشب است

غلغله در ارض و سماء امشب است امشب است

 يتيمي درد بي درمان يتيمي                                        يتيمي خواري دوران يتيمي

 اگردست حسين مي بود به دستم چرا كنج خرابه مي نشستم

 بدين ترتيب مراسم و آداب عزاداري ماه محرم بپايان ميرسد.

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 22:15  توسط بهروز یاراحمدی  |