تبليغاتX
شهر خرم آباد لرستان

شهر خرم آباد لرستان

دیدنی های خرم آباد

تاريخچه‌ای از عزاداری ماه محرم اهالی خرم‌آباد

يكي از مراسم‌ كهن اهالي خرم‌آباد كه تا به امروز كم‌تر دچار تغيير و تحول شده، عزاداري ايام محرم است. گر چه قدمت آن را به دوران حكومت اتابكان لرستان نسبت مي‌دهند اما این مسأله نيز همانند اكثر وقايع مهم تاريخ لرستان چو راز سر به مهري باقي مانده است.

تنها اثر مكتوب دوران قاجار كه به این مراسم در خرم‌آباد اشاره نموده، سفرنامه‌ي حسن‌علي‌خان افشار (فرستاده‌ي ناصرالدين‌شاه به لرستان و خوزستان) است که جریان سفرش به خرم‌آباد در آذرماه 1227 شمسي مصادف با محرم 1264 قمري را چنين نگاشته است:
           روز يكشنبه دوم محرم: در سراپرده‌ي نواب والا[1] بناي تعزيه‌ي جناب سيدالشهدا را گذاشتند. سه نفر روضه‌خوان از شهر بروجرد آمده بود. بزرگ و استاد ايشان حاجي ملا نادعلي نامي، كه روضه‌خوان خوبي بود و عمله تعزيه شبيه‌خوان هم چند نفر از خرم‌آباد بودند...

          دوشنبه دهم محرم، روز عاشورا: اهل شهر خرم‌آباد كه از شهر تا اردو يك فرسخ مي‌شد، دسته به دسته، جوقه به جوقه و محله به محله با طبل و كتل[2]، سينه زنان به اردو ريخته، معركه‌ و شور عظيمي بر پا شد. آن روز دو ساعت از روز گذشته بناي تعزيه شد. [۳]
چنان كه آمد، حسن‌علي‌خان افشار به سنت گِل ماليدن به بدن توسط اهالي خرم‌آباد اشاره‌اي نكرده و در ساير كتب و مكتوبات موجود نيز به نكاتي نظير اين مسأله كه حكام خرم‌آباد دستور داده‌اند نيروهاي حكومتي حق شركت و دخالت در عزاداري اهالي را ندارند اشاره شده است. فی المثل:

از قرار روزنامه وقايع لرستان [...] در خرم‌آباد [...] كه همه ساله ايام عاشورا دسته‌جات عزادار و نوحه‌گر به عادات الوار [...] حركت مي‌كردند، امسال ضياءالدوله ترتيبات و قواعدي براي تعزيه‌داري و سينه‌زدن آن‌ها گذاشتند كه خيلي اسباب آسودگي همه شده، با نهايت نظم ايام عزا همه روزه بعد از گردش تكايا به ديوان‌خانه‌ي حكومتي آمده، فريضه‌ي دعاي سلامت و بقاي وجود مقدس همايون شهرياري خلدالله ملكه را ادا كرده، مرتباً مراجعت مي‌نموده‌اند. سابقاً اجزاي حكومتي داخل دسته‌جات گرديده، غالباً براي تقديم و تأخير اسباب نزاع مي‌شدند. امسال شاه‌زاده ضياء‌الدوله غدغن نمودند مطلقاً نوكر حكومت داخل دسته‌جات رعيت نشود و به همين واسطه به هيچ وجه نزاعي در ميانه‌ي آن‌ها برنخواست.(روزنامه ايران، شماره 669، پنج‌شنبه 26 صفر 1306/ 10 آبان 1267، ص 4.)


        آن چه كه نسل به نسل از آن دوران تا به امروز رسيده، همان است كه هر ساله روز عاشورا در خرم‌آباد قابل مشاهده است. كركري سنتي دو دسته‌ي معروف و قديمي شهر به نام‌هاي «پشت بازار» و «درب دلاكان» ريشه در گذشته‌اي دور دارد كه امروز نيز اين رقابت محسوس است البته نه به شدت سال‌هاي دور. به احتمال زياد اين تقسيم‌بندي از اوايل دوره‌ي قاجار صورت پذيرفته باشد. علي‌اصغر شميم در  كتاب « ايران در دوره‌ي سلطنت قاجار » چنين مي‌آورد:
           « در اكثر شهرهاي مركزي و غربي ايران، سكنه‌ي هر شهر به دو دسته‌ي متمايز حيدري و نعمتي تقسيم شده بودند. محلات حيدري‌نشين و محلات نعمتي‌نشين شهر مشخص و معلوم بود. اختلاف و كشمكش بين نعمتي‌ها و حيدري‌ها در ايام محرم، روزهاي سوگواري و راه انداختن دسته‌ها [به اوج مي‌رسيد.] غالباً بر اثر يك پيشامد كوچك به زد و خورد و كشتار مبدل مي‌شد و جمعي بي‌گناه در آن ميان به آتش تعصب جاهلانه‌ي همشهريان خود مي‌سوختند. » [۴]
آن گونه كه معمرين روايت مي‌كنند، رقابت دو دسته‌ي قديمي در خرم‌آباد به گونه‌اي بود كه با وجود رفاقت و پيوند خويشي نزديك بين اكثر اهالي دو منطقه، براي چند روز ايام محرم، همه چيز به باد فراموشي سپرده مي‌شد و ناگهان دوستان قدیمی به دشمنان خونی تبدیل می‌شدند!

         دو خيابان کوچک بازار و درب دلاكان (منتهي به باجيگران) محل عبور عزاداران بود. گذشتن از محله‌ي دسته‌ي مقابل اجتناب‌ناپذير مي‌نمود و يكي از دلايل اصلي درگيري‌ها همين مسأله بود. در يكي از درگيري‌هاي محرم در دهه‌ي ۱۲۸۰ خورشيدي كه بر سر تصاحب عَلَم دسته‌ي مقابل صورت پذيرفت، كربلايي حاجعلي پسر حاج خسرو (از خاندان محرری) از درب دلاكان و طالب و طاهر فرزندان شكرالله از اهالي پشت بازار كشته شدند. اهميت جانفشاني افراد كشته شده به اندازه‌اي بود كه گاهاً بزرگان دو منطقه، آن‌ها را در مقبره‌ي خانوادگي خويش به خاك مي‌سپردند. به همین دلیل طاهر، طالب، جهانگير و نوهال در مقبره‌ي گرگ‌گيرها به خاك سپرده شدند.

در تقسیم‌بندی دسته ها معمولاْ اهالی درب باباطاهر و محله‌ي چاغروندها جزو هيأت درب دلاكان، و اهالي زيد بن علي و ساكنين محلات والي‌زاده‌ها و كمالوندها جزو هيأت پشت بازار به سينه‌زني مي‌پرداختند.
در دهه‌ی ۱۳۱۰، مأمورين دولتي موظف به جلوگیری از اجرای مراسم و برخورد با عزاداران به بهانه‌ي ايجاد اغتشاش شدند. از آن جا كه شهرباني(نظمیه) خرم‌آباد از پرسنل كافي براي اين منظور بهره نمي‌برد، ارتشي‌ها اين مسؤوليت را برعهده گرفتند. با وجود سخت‌گيري‌هاي موجود در جلوگيري از ايجاد حوض مخصوص گِل‌مالي، آتش و راه‌اندازي دسته‌هاي سينه‌زني، مردم هر ساله در كوچه پس كوچه‌‌ها و حتي بيرون شهر، مراسم را برپا مي‌نمودند.

         ابهامي كه در زمينه‌ي پيشينه‌‌ي برگزاري مراسم سوگواري ايام محرم در دوران قاجار وجود دارد، دوره‌ي حكومت پهلوي اول(رضاخان) نيز باقي مانده و اكثر مورخين و محققين اين ديار از كنار آن گذشته‌اند. در هر صورت، اين رقابت تا به امروز در ميان اهالي دو محله‌ي قديمي خرم‌آباد ادامه داشته به شكلي كه امروزه دسته پشت بازار بر روي بيرق محله‌‌ي خويش تاريخ 900 هجری قمري و دسته‌ی درب دلاکان نیز تاریخ ۱۲۸۵ قمری را به عنوان تاريخ تأسيس هيأت ثبت نموده‌اند!
دوره‌ي حكومت رضاخان، در منطقه‌ي درب دلاكان، مرحوم حاج اسدالله زمان‌پور(1323-124۶) و در منطقه‌ي پشت بازار نيز مرحوم حاج محمدعلي رسولي(۱۳۲۶-12۶۹) سرپرست و مسوول هيأت عزاداري منطقه‌ي خود بوده و ملزم بودند هر ساله قبل از آغاز مراسم با حضور در محل ستاد لشكر به فرماندهان وقت، جهت پرهيز از درگيري، تعهدنامه و برگه‌ي تضمين ارايه نمايند.

پس از وفات مرحوم حاج اسدالله زمان‌پور، پسرش نورالله فروغي(1372-1281) عهده‌دار اين مهم بوده است. افرادي نظير حاج علي‌اصغر ناصريان(۱۳۳۸-۱۲۵۲)، حاج تقي حيدري(۱۳۵۰-۱۲۶۸) و حاج عابد حيدري(۱۳۷۳-۱۲۷۶)، حاج علي‌كرم سوزني(رشنو)(۱۳۶۹-۱۲۹۰) حاج منصور اصغري، اصغر قمري(۱۳۵۲-۱۲۸۰)، شاه‌مراد غيبي(۱۳۴۰-۱۲۶۱)، کربلایی فرامرز الماسیان(۱۳۴۰-۱۲۶۰)، حاج سيدعيسي محمديان(۱۳۵۲-۱۲۶۷) و سادات طاهروند ساكن در درب‌دلاكان از بزرگان دسته بوده و پيشاپيش آن حركت مي‌نموده‌اند.

مطابق اظهارات حاج‌ علي‌شاه اسدي(۱۳۸۸-۱۲۹۸) و نورعلی لطفی(۱۳۸۵-۱۳۰۵)، پس از حاج محمدعلي رسولي(۱۳۲۶-۱۲۶۹)؛ حاج مرتضي خورشيدي(۱۳۳۷-۱۲۴۷)، حاج اسدالله عقيلي(۱۳۵۰-۱۲۷۰)، حاج محمدعلي سلاحورزي(۱۳۶۵-۱۲۷۸)، حاج محمدعلي جايدري(۱۳۶۹-۱۲۸۴)، حاج عزيز جباري(۱۳۷۱-۱۲۸۵) و حاج احمدعلي رسولي(۱۳۷۴-۱۲۹۸) تا زمان پيروزي انقلاب اسلامي، رؤساي هيأت امناي عزاداران حسيني منطقه‌ي پشت‌بازار بوده‌اند. پس از آن نیز مرحوم محمدشاه اسدی(۱۳۷۳-۱۳۰۳) و حاج ذبیح(علی‌اكبر) حافظی در زمره‌ي پيرغلامان و خادمان اباعبدالله‌الحسين(ع) در اين منطقه قرار گرفتند.

سادات ساكن در پشت بازار و محلات تابعه و افرادي چون حاج غلام‌رضا تقي‌خاني(۱۳۵۰-۱۲۷۳)، اسحاق رضايي(۱۳۳۳-۱۲۶۰)، حاج احمد فتحي(۱۳۳۴-۱۲۵۸)، حاج نصرالله يگانه‌گله‌دار(۱۳۳۷-۱۲۶۴)، امان‌الله يگانه و علي‌مراد يگانه و ... نيز از بزرگان پشت‌بازار بودند كه معمولاً پيشاپيش دسته‌ها حركت مي‌نموند.

مرحوم عزیز‌الله شيرواني(1369- 1304)، حاج حبيب نيك‌نام(138۲-1293) [۵]، حاج علي گلشن(مداح زنجیرزن‌ها)، حاج صادق نصيري(1367-1300) و نورعلي لطفي(۱۳۸۵- ۱۳۰۵)(کمک مداح)، ذاكرين اهل بيت هيأت درب دلاكان و مرشد علي‌محمد برادر شيخ مصطفي قدسي(مداح)، حاج علي‌اكبر(عله) سلطاني(1350-1266)، كربلايي نوروزي، عزيز كرباسي، صادق غيابي(متولد ۱۳۰۱) و حاج حبيب نيك‌نام نيز مداحان پشت بازار بودند.

عَلَم و توغ [۶] درب دلاكان را افرادي نظير كربلايي عزيز فيضيان(۱۳۳۰-۱۲۷۹)، عيدي امنيه فرزند حاج‌علی(از ساكنين سسيك)، نورالله جوادي(۱۳۲۱-۱۲۸۰)، اصغر قمري(۱۳۵۲-۱۲۸۰)، خداداد فرهي(۱۳۶۰-۱۲۶۸)، بعدها محمدجواد(عيدي) زماني(1365-1314) و ... حمل كرده و براي دسته‌ي پشت بازار نيز در دوره قاجار محمدكريم فرزند محمدرحيم(باني گرمابه پشت بازار) و در دوره پهلوي سيد حسن‌علي قاسمي(1320-1260)، زين‌العابدين(زينل) وركوهي(1365-1287)، حاج علي‌شاه خدامي، حاج صادق رستمي(1378-1302)، صادق سلاحورزی(۱۳۷۲-۱۳۰۳)، ماسوري و ... اين وظيفه را برعهده داشتند كه معمولاً اين افراد از بين پهلوانان و زورمندان هر منطقه انتخاب مي‌شدند. [اسامي مداحان، علم‌گيران و بزرگان با توجه به اظهارات حاج يحيی كاكاوند(متولد 1300)، محمدباقر عباسي(متولد 1300) و حاج اسدالله ساكي(۱۳۸۸-۱۳۰۳) تنظيم شده است]

     در آن دوران حمل عَلَم، توغ و چهل‌چراغ(كه بعدها به عَلَم و توغ افزوده شد)، افتخار مهمي محسوب مي‌شد. همچنین این افراد، مسووليت دفاع از هيأت خود را نيز بر عهده داشتند. لازم به ذكر است كه در آن زمان زنجيرزني در خرم‌آباد مرسوم نبود و بعدها بروجردي‌ها در حدود سال ۱۳۲۷ آن را وارد عزاداري مردم خرم‌آباد نمودند.[۷]
به همين مناسبت، مجالس روضه‌خواني در منازل حاج مهرعلي جلايي، حاج حسين عادلي، حاج اسدالله زمان‌پور، حاج نقي شيرواني، حاج روشن دولتياري، حاج رضا توتونچي، حاج محمدعلي سلاحورزي و حاج عيسي اصغري بر پا بود. از روضه‌خوان‌ها مي‌توان به شيخ احمد خطيب و پدرش شيخ محمود، شيخ احمد مريدي و پدرش شيخ محمد و همچنين نعمت مريدي اشاره نمود.

غروب روز عاشورا، صاحبان مجالس روضه، هدايايي نظير قواره‌هاي پارچه به مداح و علم‌دار هيأت پيشكش مي‌نمودند. معمولاْ اين افراد از پذيرفتن آن  هدایا امتناع مي‌نمودند.

پي‌نوشت‌ها:
[1] منظور « اردشير ميرزا » حاكم خرم‌آباد است.

[2] علميت كه در قسمت فوقاني آن پارچه‌اي به شكل پيراهن بي‌آستين نصب كنند. همانند متكايي است كه بر چوبي نصب شده و همراه علامت و بيرق در مراسم عزاداري حركت دهند. به نقل از فرهنگ معين: علم بزرگي است كه هنگام عزاداري در دسته حركت دهند(توغ) علم و كتل، علامت و اسبان كه به هيأت و شكل مخصوصي در روزهاي عزا حركت كنند.
[۳] حسن‌علي‌خان افشار، سفرنامه‌ي لرستان و خوزستان، به تصحيح: حميدرضا دالوند، (تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1382)، صص 84-82.
[۴] علي‌اصغر شميم، ايران در دوره‌ سلطنت قاجار،(تهران: انتشارات‌زرياب، چاپ‌سوم، 1384) ص 386.

[۵] حاج‌حبيب نيكنام، ابتدا مداح هیأت درب دلاكان بود، سپس به عنوان مداح پشت بازار برگزيده شد.

[۶] جنسي است از هيزم سخت(لغت فرس اسدي، مصحح اقبال، ص 229) همان درخت تاغ و تاخ(فرهنگ رشيدي) به معني علم و نشان.(غياث‌اللغات)

[۷] ايرج كاظمي، مشاهير لر، (خرم‌آباد: انتشارات افلاك، 1376)، صببه90ب

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 12:44  توسط بهروز یاراحمدی  | 

توصيف ميدان بزرگ(پشت‌بازار) خرم‌آباد

به نقل از رضا جایدری

اين ميدان مركز خريد و فروش سيار و سرپايي اهالي بود. در جوف درب مسجد، روبه‌روي ميدان، سه دكه وجود داشت. در دكه‌ي اول، جنب درب مسجد، فرد حكاكي به نام كربلائي عله مهر مي‌ساخت. دكه‌ي دوم مركز خوش‌نويسي بود و به نوشتن قباله و بُن‌چاق اختصاص داشت. دكه‌ي سوم، دول‌دوزي بود.(1)

در قسمت شمال غربي ميدان، مسجد توتونچي كه قبلاً مسجد بازار ناميده مي‌شد توسط زنده‌ياد حاج رضا توتونچي بازسازي گرديد و سپس به مسجد توتونچي موسوم گرديد.(2) جلوي اين مسجد و ورودي كوچه‌ي بروجردي‌ها موسوم به راستاي بروجردي‌ها كه بعدها تعريض و خيابان شد؛ ماست، پنير، مرغ و تخم‌مرغ به فروش مي‌رسيد. زن‌ها ماست را ديگ‌هاي مسي از دهات اطراف خرم‌آباد به شهر مي‌آوردند. اغلب تعدادي نعلبكي سرشير هم روي ظرف سرپوش ديگ‌ها براي فروش داشتند. ماست بعضي معروف و مشخص بود. اين عده در بين مغازه‌داران، مشتريان خاص خود را داشتند كه ماست ممتاز خود را به آن‌ها مي‌دادند و در ازاي آن، وجه نقد يا اجناسي كه لازم داشتند مي‌گرفتند. كشاورزي با دامداري توأم بود. برخي از روستاييان گاو يا گوسفندي به آن تعداد نداشتند كه هر روز از شير آنان ماست يا پنير تهيه نموده به بازار عرضه نمايند. هر چند خانوار شير احشام خود را با پيمانه مخصوص به مدت معيني به يك خانواده مي‌دادند تا از آن ماست يا پنير به عمل آورده، براي فروش و خوراك خانواده‌اش استفاده نمايد.

در فصل بهار كه دوغ هم تهيه مي‌گرديد، تمام خانواده‌هاي مشتري‌، از دوغ بهره‌مند بودند. به خانواده‌اي كه به نوبت شيرها را تحويل مي‌گرفت « وارُه »  گفته مي‌شد. شير را مايه‌ي پنير مي‌زدند و موقعي كه قدري سفت مي‌شد، آن را در كيسه‌ي سفيدي ريخته روي آب‌چكاني كه از شاخه‌هاي نازك درخت بيد دايره‌اي مي‌بافتند تا چند ساعت مي‌نهادند.(3) وقتي آب آن مي‌ريخت، به شكل پنير درمي‌آمد. پنير را معمولاً مردها به بازار مي‌آوردند.

بستني فروش سيار

براي تهيه‌ي بستني، از دو استوانه‌ي فلزي به ارتفاع حدود يك متر استفاده مي‌شد. استوانه‌ي بزرگ‌تر به قطر 50 سانتي‌متر بود و استوانه‌ي كوچك‌تر به قطر 30 سانتي‌متر كه داخل استوانه‌ي بزرگتر قرار مي‌گرفت. حد فاصل دو استوانه را پر از يخ خرد شده و نمك مي‌كردند تا ايجاد برودت نمايد.

بستني در آن دوران عمدتاً از شير، شكر و خامه تهيه مي‌شد. آن را درون ظرف استوانه‌ي كوچك‌تر مي‌ريختند. ظرف داخلي كه در داخل استوانه بزرگ‌تر، پر از يخ و نمك بود، توسط دست‌ها به چپ و راست چرخانده مي‌شد و مواد بستني بر اثر برودت حاصله، سفت‌تر مي‌شد تا به صورت بستني درآيد. بستني‌ساز با اضافه كردن گلاب و هل به مواد بستني مي‌گفت: هل و گلابِ بستني!  وقتي بستني آماده‌ي فروش مي‌شد، آن را داخل كاسه‌هاي كوچك بلوري با قاشق مخصوص بستني مي‌ريخت و بلند داد مي‌زد: اين همه بستني ده شاهي!

مشاغل ديگر

سلماني(آرايشگاه‌هاي سيار): هر روز با چهار پايه‌اي، به همراه چند دستگاه ماشين ريش‌تراشي و تيغ در چند نقطه‌ي ميدان بساط خود را پهن مي‌كردند و به اصلاح سر و صورت مراجعين كه معمولاً اهل دهات بودند مي‌پرداختند. برخي از آن‌ها نيز گاز دندان‌كشي داشتند و دندان هم مي‌كشيدند!

چاي دارچين فروش: افرادي با دو دستگاه سماور زغال‌سوز، چاي دارچين مي‌فروختند. اغلب كساني كه اصلاح مي‌كردند يك استكان چاي دارچين هم مي‌خوردند.

قهوه‌خانه سيار علي زارعي: علي زارعي مانند چاي دارچين بساطي داشت. با اين تفاوت كه چاي دارچين فروش‌ها معمولاً به صورت سيار كار نمي‌كردند، ليكن علي زارعي سماور و بساطش را در گوشه‌ي دنجي مي‌نهاد. يك قوري چاي با چند استكان، نعلبكي و قندان روي سيني مي‌گذاشت و داد مي زد: چاي داغه... بچه‌ها در پشت سر او مي‌گفتند: دائي چاقه! بيشتر جلوي مغازه‌هايي كه مشتري‌هايشان دهاتي بودند مي‌رفت و با سماجت چند استكان چاي به مشتريان مي‌داد. غالباً بر سر قيمت چاي با آن‌ها درگيري داشت و كلاه ايشان را از سرشان مي‌قاپيد و به «علي شرخر» معروف بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389ساعت 13:37  توسط بهروز یاراحمدی  | 

استفتا از حضرت آية الله العظمى موسوى اردبيلى

 behrouzy@gmail.com

To: istifta@ardebili.org

Sent: Saturday, January 27, 2007 7:55 PM

Subject: مراسم گل افتادن در شهر خرم آباد

 

نام : بهروز ياراحمدي
آدرس : ايران - خرم آباد لرستان
استفتا : سنت "گل اوفتان"
Gel oftaen در روز عاشوراي حسيني يكي از سنتهاي بسيار قديمي رايج در ميان مردم لرستان است كه نوع عزاداري روز عاشوراي مردم اين خطه را از ديگر مناطق كشور ويژگي خاص مي‌بخشد. آيا اين مراسم از نظر حضرت عالي مورد تاييد مي باشد؟

 

پايگاه اطلاع رسانى حضرت آية الله العظمى موسوى اردبيلى 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 12:30  توسط بهروز یاراحمدی  | 

استفتا’ از حضرت آية الله العظمى سیستانی

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 12:27  توسط بهروز یاراحمدی  | 

2               Ashura in Khorramabad

 

             3

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 18:23  توسط بهروز یاراحمدی  | 

مراسم عاشورا در عراق

شيعيان از قرن سوم ، در ماه محرم در منزل امامان (ع) به نوحه سرايي مي پرداختند و نوحه گراني كه «نائح» خوانده مي شدند و شعر محزون مي خواندند در اين دوران پديد آمدند. رفته رفته نوحه گري به مقتل خواني از روي مقتل الحسين ابن نما و ابن طاووس تبديل شد.
گاه نوحه خواني به درگيري ميان شيعه و سني مي انجاميد. مقتل خواني در عاشورا رفته رفته به صورت عادت مرسوم درآمده بود؛ از اين رو مستنصر عباسي به جمال الدين بن جوزي در سال 460دستور مي دهد در مقام محتسب ، مردم را از مقتل خواني در عاشورا باز دارد.
همچنين از همان آغاز، كربلا زيارتگاه و محل تجمع مسلمانان شد؛ لذا متوكل عباسي دستور داد قبر امام را محو كنند و مردم را تهديد كرد كه به زيارت آن حضرت نروند كه جان و مالشان در امان نخواهد بود.

 
گرچه عزاداري حسيني ، با سختگيري امويان و عباسيان عليه شيعيان همراه بود، اما در زمان آل بويه ، موازنه قوا به نفع شيعه دگرگون شد و معزالدوله اولين كسي بود كه عزاداري را به صورت مراسم سالانه در بغداد برپا كرد. در عاشوراي 353 ه.ق/933م. براي نخستين بار، در بغداد مجالس بي مانندي در عزاي حسيني برپا و بازارها بسته شد و عزاداران در خيابان ها عزاداري كردند و مردم سياه پوشيدند و يقه چاك كردند و به زيارت قبر امام (ع) رفتند.
دوران آل بويه در عراق از مهمترين دوران رشد و تحول شعاير و مراسم ديني و بويژه عاشورايي بود. اين مراسم خشم اهل سنت را برانگيخت.

 
آنان اين امور را بدعت و روز عاشورا را عيد خواندند و جشن گرفتند و عامه مردم با اشاره عالمان سني به عزاداران حمله كردند و امويان را ستودند و در وصف يزيد كتاب نوشتند.
با به قدرت رسيدن سلجوقيان ، وضع شيعيان بد شد؛ چه آنان عليه شيعه و معتزله و صوفيان و اشاعره اعلان جنگ كردند. شيعه جرات نكرد مراسم عزا برپا كند. تا زمان صفويان وضع به اين منوال و به زيان شيعه بود؛ چون صفويه به حكومت رسيدند، اوضاع تغيير كرد.
آنان از مراسم عزا به عنوان سلاح سياسي و تبليغاتي استفاده كردند و آن را گسترش دادند. در زمان عثمانيان ، عرصه بر شيعه تنگ آمد و در 11 نيسان 1802، وهابيان به كربلا تافتند و كشتند و سوزاندند و ويران كردند و بردند.

 
اينان بارگاه حسين را ويران كردند و اموال آن را ربودند و هزار نفر را به خاك و خون كشيدند و 2سال بعد قصد نجف كردند؛ اما مردم پايداري كردند و شهر و مرقد امام را به گونه اي معجزه آسا نجات دادند. اين يورشها بر شيعيان و مراسم عزاداري آنها تاثير ژرفي نهاد و ادبيات عاشورا را به شدت متاثر كرد؛ چنان كه برخي از شاعران ، اين واقعه را كربلاي دوم خواندند.

 
شيعيان 2سال بعد، از آنان انتقام گرفتند و ملك عبدالعزيز را به قتل رساندند. داوودپاشا حاكم عثماني عراق ، بيش از ديگر تركان بر شيعه سخت گرفت و آنها را از برپايي عزاداري بازداشت. او معتقد بود عزاداري ، ابزار تبليغاتي دولت ايران عليه عثماني است.
با روي كار آمدن عليرضا در بغداد، شيعه در انجام مراسم آزادي تمام يافت و مجالس عزا به راه انداخت و عليرضا هم در آنها شركت كرد.


در خلال قرن 19ميلادي ، همزمان با گسترش مجالس عزا، دسته هاي عزاداري هم پديد آمد. يكي از نخستين اين هياتها و دسته ها، دسته هاي سينه زني بود كه براي نخستين بار در كاظمين به راه افتاد.


مدحت پاشا، با صدور اعلاميه اي حركت دسته هاي عزاداري را ممنوع و برپايي عزاداري را جرم خواند. او پس از اين دست از سختگيري برداشت و مردم را آزاد گذاشت.
در آغاز قرن بيستم ، عزاداري در عراق گسترش و ژرفا يافت و رنگ مردمي و فولكلوري به خود گرفت و در كنار مجالس تعزيه ، دسته هاي سينه زني و زنجيرزني هم پديد آمد. در نيمه دوم قرن نوزدهم ، شيعيان عراق به تاسيس حسينيه روي آوردند. نخستين حسينيه ، با نام حسينيه حيدري در كاظمين ساخته شد.


حسينيه ها رفته رفته ، متحول و پيشرفته و به نهادهاي اجتماعي و فرهنگي تبديل شدند و كارشان ، تنها برپايي عزاداري نبود. پس از آن كه انگليس عراق را اشغال كرد، از بزرگداشت واقعه عاشورا و برگزاري مراسم عزاداري حمايت كرد، كه به سپاسگزاري رسمي عالمان شيعه از انگليس انجاميد

.
پس از تشكيل حكومت ملي در عراق در 1921، دولت روز عاشورا را تعطيل رسمي اعلام كرد، اما رفته رفته با اين مراسم مخالفت كرد تا در عاشوراي 1927ميان عزاداران و عوامل حكومتي در صحن كاظميه درگيري منجر به قتل روي داد و در 1928دولت عزاداري را ممنوع كرد.

 
ملك فيصل اول به مراسم عزاداري عنايت داشت و به عزاداران براي اين مراسم كمك مالي مي كرد و خود در آن شركت مي جست. در 1932دولت به هياتهاي عزاداري سخت گرفت و در 1935در دوره وزارت ياسين هاشمي بشدت از برگزاري مراسم عزا جلوگيري شد.

 
در دهه پنجاه دولت بر سختگيري خود افزود و هياتها را مجبور كرد از پليس اجازه نامه بگيرند. در اواخر حكومت سلطنتي در عراق ، مراسم عزاداري ديگر جنبه سياسي خود را از دست داد.
در پايان دهه 60 و آغاز دهه 70، اين مراسم به شكلي چشمگير رشد كرد و دگرگون شد. در سال 1968راديو عراق مراسم عزاداري را پخش كرد. در آغاز دهه هفتاد در كنار جنبش شيعي ، از يك سو و مشكلات سياسي و اقتصادي از سوي ديگر، مراسم عزاداري به اوج خود رسيد و حكومت براي حل مشكلات ، 60هزار ايراني را از عراق اخراج كرد و با اعمال فشار بر شاعران و مداحان و نوحه گران ، كوشيد مراسم را از بار اجتماعي و سياسي تهي كند.

 
در 1975از برپايي مراسم در نجف جلوگيري شد و دو سال بعد مردم دست به تظاهرات زدند و شعار دادند كه در پي آن شماري از مردم كشته و زخمي و زنداني و اعدام شدند.
سرانجام با آغاز جنگ عراق و ايران در 1980برگزاري هرگونه مراسم عزاداري حسيني در عراق ممنوع شد.

 
 
 
 khorramabad20
 
 
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 18:18  توسط بهروز یاراحمدی  | 

دليل بزرگداشت اربعين


 

اعمال روز اربعین امام حسین (ع)
نکاتی دربارهء اربعین
              1. عدد چهل

              2. اربعین امام حسین (ع)
              3. بازگشت اسيران به مدينه يا كربلا
         ۴.     ميرزا حسين نوري و اربعين‌
             
5. شهيد قاضي طباطبائي و اربعين‌

 

اعتبار اربعين امام حسين (ع‌) از قديم الايام ميان شيعيان و در تقويم تاريخي ‌وفاداران به امام حسين (ع‌) شناخته شده بوده است‌. كتاب مصباح المتهجد شيخ طوسي كه حاصل گزينش دقيق و انتخاب معقول شيخ طوسي از روايات‌فراوان درباره تقويم مورد نظر شيعه در باره ايام سوگ و شادي و دعا و روزه وعبادت است‌، ذيل ماه «صفر» مي‌نويسد:

نخستين روز اين ماه (از سال 121)، روز كشته شدن زيد بن علي بن الحسين است‌.
روز سوم اين ماه از سال 64روزي است كه مسلم بن عقبه پرده كعبه را آتش زد و به ديوارهاي آن سنگ‌پرتاب نمود در حالي كه به نمايندگي از يزيد با عبدالله بن زبير در نبرد بود.
روز 20 صفر ـ يعني اربعين ـ زماني است كه حرم امام حسين (ع‌) يعني كاروان ‌اسرا، از شام به مدينه مراجعت كردند. و روزي است كه جابر بن عبدالله بن ‌حرام انصاري‌، صحابي رسول خدا (ص‌)، از مدينه به كربلا رسيد تا به زيارت ‌قبر امام حسين (ع‌) بشتابد

 و او نخستين كسي است از مردمان كه قبر آن ‌حضرت را زيارت كرد.
اعمال روز اربعین امام حسین (ع):

در اين روز زيارت امام حسين (ع‌) مستحب است و اين زيارت‌، همانا خواندن زيارت اربعين است كه از امام عسكري (ع‌) روايت ‌شده كه فرمود: علامات مؤمن پنج تاست‌: خواندن 51 ركعت نماز در شبانه‌روز ـ نمازهاي واجب و نافله و نماز و شب ـ به دست كردن انگشتري دردست راست‌، برآمدن پيشاني از سجده‌، و بلند خواندن بسم الله الرحمن ‌الرحيم در نماز.
شيخ طوسي سپس متن زيارت اربعين را با سند به نقل از حضرت صادق عليه ‌السلام آورده است‌: السلام علي ولي الله و حبيبه‌، السلام علي خليل الله و نجيبه‌، السلام علي صفي الله و ابن صفيه‌...
اين مطلبي است كه شيخ طوسي‌، عالم فرهيخته و معتبر و معقول شيعه در قرن ‌پنجم درباره اربعين آورده است‌. طبعا بر اساس اعتباري كه اين روز ميان ‌شيعيان داشته است‌، از همان آغاز كه تاريخش معلوم نيست‌، شيعيان به حرمت ‌آن‌، زيارت اربعين مي‌خوانده‌اند و اگر مي ‌توانسته‌اند مانند جابر بر مزار امام ‌حسين (ع‌) گرد آمده و آن امام را زيارت مي‌كردند. اين سنت تا به امروز درعراق با قوت برپاست ‌و شاهدیم که میلیونها شیعه عراقی و غیر عراقی در این روز بر مزار امام حسین (ع) جمع می شوند.
در اينجا و در ارتباط با اربعين چند نكته را بايد توضيح داد.

1. عدد چهل‌
نخستين مسأله‌اي كه در ارتباط با «اربعين‌» جلب توجه مي‌كند، تعبير اربعين ‌در متون ديني است‌. ابتدا بايد نكته‌اي را به عنوان مقدمه يادآور شويم‌:
اصولا بايد توجه داشت كه در نگرش صحيح ديني‌، اعداد نقش خاصي به‌ لحاظ عدد بودن‌، در القاي معنا و منظوري خاص ندارند؛ به اين صورت كه‌ كسي نمي ‌تواند به صرف اين كه در فلان مورد يا موارد، عدد هفت يا دوازده ياچهل يا هفتاد به كار رفته‌، استنباط و استنتاج خاصي داشته باشد. اين يادآوري‌، از آن روست كه برخي از فرقه‌هاي مذهبي‌، بويژه آنها كه تمايلات‌ «باطني‌گري‌» داشته يا دارند و گاه و بيگاه خود را به شيعه نيز منسوب مي ‌كرده‌اند، و نيز برخي از شبه فيلسوفان متأثر از انديشه‌هاي انحرافي و باطني ‌و اسماعيلي‌، مروج چنين انديشه‌اي درباره اعداد يا نوع حروف بوده و هستند.
در واقع‌، بسياري از اعدادي كه در نقلهاي ديني آمده‌، مي ‌تواند بر اساس يك‌محاسبه الهي باشد، اما اين كه اين عدد در موارد ديگري هم كاربرد دارد و بدون يك مستند ديني مي‌توان از آن در ساير موارد استفاده كرد، قابل قبول نيست‌. به‌عنوان نمونه‌، در دهها مورد در كتابهاي دعا، عدد صد بكار رفته كه فلان ذكر را صد مرتبه بگوييد، اما اين دليل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نمي‌شود. همينطور ساير عددها. البته ناخواسته براي مردم عادي‌، برخي از اين اعداد طي‌ روزگاران‌، صورت تقدس به خود گرفته و گاه سوء استفاده‌هايي هم از آن‌ها مي‌شود.
تنها چيزي كه درباره برخي از اين اعداد مي‌شود گفت آن است كه آن اعداد معین نشانه كثرت ‌است‌. به عنوان مثال‌، درباره هفت چنين اظهار نظري شده است‌. بيش از اين ‌هر چه گفته شود، نمي ‌توان به عنوان يك استدلال به آن نظر كرد.
مرحوم اربلي‌، از علماي بزرگ اماميه‌، در كتاب كشف الغمه في معرفة الائمة ‌در برابر كساني كه به تقدس عدد دوازده و بروج دوازده ‌گانه براي اثبات امامت‌ائمه اطهار(ع) استناد كرده‌اند، اظهار مي‌دارد، اين مسأله نمي‌تواند چيزي را ثابت كند؛ چرا كه اگر چنين باشد، اسماعيليان يا هفت امامي‌ها، مي‌توانند دهها شاهد ـ مثل هفت آسمان ـ ارائه دهند كه عدد هفت مقدس است‌، كما اين كه اين كار را كرده‌اند.

 

عدد «اربعين‌» در متون ديني‌
يكي از تعبيرهاي رايج عددي‌، تعبير اربعين است كه در بسياري از موارد به كار رفته است‌. يك نمونه آن كه سن‌ّ رسول خدا (ص‌) در زمان مبعوث شدن‌، چهل بوده است‌. گفته شده كه عدد چهل در سن انسانها، نشانه بلوغ و رشد فكري است‌. گفتني است كه برخي از انبياء در سنين كودكي به نبوّت رسيده‌اند. از ابن عباس (گويا به نقل از پيامبر (ص‌)) نقل شده كه اگر كسي چهل ساله شد و خيرش بر شرش غلبه نكرد، آماده رفتن به جهنم باشد. در نقلي آمده است ‌كه‌، مردمان طالب دنيايند تا چهل سالشان شود. پس از آن در پي آخرت خواهند رفت‌. (مجموعه ورام‌، ص 35)
در قرآن آمده است «ميقات‌» موسي با پروردگارش در طي چهل روز حاصل‌شده است‌. در نقل است كه‌، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روي كوه صفا در حال سجده بود. (مستدرك وسائل ج 9، ص 329) در باره بني اسرائيل هم آمده كه‌ براي استجابت دعاي خود چهل شبانه روز ناله و ضجّه مي ‌كردند. (مستدرك ج 5،ص 239) در نقلي آمده است كه اگر كسي چهل روز خالص براي خدا باشد، خداوند او را در دنيا زاهد كرده و راه و چاه زندگي را به او مي ‌آموزد و حكمت ‌را در قلب و زبانش جاري مي‌كند. بدين مضمون روايات فراواني وجود دارد. چله نشيني صوفيان هم درست يا غلط‌، از همين بابت بوده است‌. علامه مجلسي در کتاب بحار الانوار در اين باره كه برگرفتن چهل نشيني از حديث مزبور نادرست است‌، به تفصيل سخن گفته است‌.
اعتبار حفظ چهل حديث كه در روايات ‌فراوان ديگر آمده‌، سبب تأليف صدها اثر با عنوان اربعين در انتخاب چهل ‌حديث و شرح و بسط آنها شده است‌. در اين نقلها آمده است كه اگر كسي از امّت من‌، چهل حديث حفظ كند كه در امر دينش از آنها بهره برد، خداوند در روز قيامت او را فقيه و عالم محشور خواهد كرد. در نقل ديگري آمده است كه ‌اميرمؤمنان (ع‌) فرمودند: اگر چهل مرد با من بيعت مي‌كردند، در برابر دشمنانم مي‌ايستادم‌. (الاحتجاج‌، ص (84
مرحوم كفعمي نوشته است‌: زمين از يك ‌قطب‌، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از ابدال و هفتاد نفر نجيب‌، هيچگاه خالي‌نمي‌شود. (بحار ج 53، ص 200)
درباره نطفه هم تصور براين بوده كه بعد از چهل‌ روز عَلَقه مي‌شود. همين عدد در تحولات بعدي علقه به مُضْغه تا تولد درنقلهاي كهن بكار رفته است‌، گويي كه عدد چهل مبدأ يك تحول دانسته شده‌است‌.
در روايت است كه كسي كه شرابخواري كند، نمازش تا چهل روز قبول‌ نمي‌شود. و نيز در روايت است كه كسي كه چهل روز گوشت نخورد، خلقش ‌تند مي‌شود. نيز در روايت است كه كسي كه چهل روز طعام حلال بخورد، خداوند قبلش را نوراني مي‌كند. نيز رسول خدا(ص) فرمود: كسي كه لقمه حرامي‌بخورد، تا چهل روز دعايش مستجاب نمي‌شود. (مستدرك وسائل‌، ج 5، ص 217)
اينها نمونه‌اي از نقلهايي بود كه عدد اربعين در آنها به كار رفته است‌.

 



2. اربعين امام حسين (ع‌)
بايد ديد در كهن‌ترين متون مذهبي ما، از «اربعين‌» چگونه ياد شده است‌. به عبارت ‌ديگر دليل برزگداشت اربعين چيست‌؟ چنان كه در آغاز گذشت‌، مهمترين نكته درباره اربعين‌، روايت امام عسكري (ع‌) است‌. حضرت در روايتي كه در منابع ‌مختلف از ايشان نقل شده فرموده‌اند: نشانه‌هاي مؤمن پنج چيز است‌: 1 ـ خواندن پنجاه و يك ركعت نماز (17 ركعت نماز واجب + 11 نماز شب + 23نوافل‌) 2 ـ زيارت اربعين 3 ـ انگشتري در دست راست 4 ـ وجود آثار سجده ‌بر پيشاني 5 ـ بلند خواندن بسم الله در نماز.
اين حديث تنها مدرك معتبري است كه جداي از خود زيارت اربعين كه درمنابع دعايي آمده‌، به اربعين امام حسين (ع‌) و بزرگداشت آن روز تصريح كرده ‌است‌.
اما اين كه منشأ اربعين چيست‌، بايد گفت‌، در منابع به اين روز به دو اعتبار نگريسته شده است‌.
نخست روزي كه اسراي كربلا از شام به مدينه مراجعت كردند.
دوم روزي كه جابر بن عبدالله انصاري‌، صحابي پيامبر خدا (ص‌) از مدينه به ‌كربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسين (ع‌) را زيارت كند. شيخ مفيد (م 413) در«مسار الشيعه» كه در ايام مواليد و وفيات ائمه اطهار علیهم السلام است‌، اشاره به روز اربعين‌كرده و نوشته است‌: اين روزي است كه حرم امام حسين (ع‌)، از شام به سوي مدينه مراجعت كردند. نيز روزي است كه جابر بن عبدالله براي زيارت امام ‌حسين (ع‌) وارد كربلا شد.
كهن‌ترين كتاب دعايي مفصل موجود، كتاب «مصباح المتهجّد» شيخ طوسي از شاگردان شيخ مفيد است كه ايشان هم همين مطلب را آورده است‌. شيخ ‌طوسي پس از ياد از اين كه روز نخست ماه صفر روز شهادت زيد بن علي بن‌الحسين (ع‌) و روز سوم ماه صفر، روز آتش زدن كعبه توسط سپاه شام در سال‌هجري است‌، مي‌نويسد: بيستم ماه صفر (چهل روز پس از حادثه كربلا) روزي است كه حرم سيد ما اباعبدالله الحسين از شام به مدينه مراجعت كرد ونيز روزي است كه جابر بن عبدالله انصاري‌، صحابي رسول خدا (ص‌) ازمدينه وارد كربلا شد تا قبر حضرت را زيارت كند. او نخستين كس از مردمان بود كه امام حسين (ع‌) را زيارت كرد. در چنين روزي زيارت آن حضرت‌مستحب است و آن زيارت اربعين است‌. (مصباح المتهجد، ص 787) در همانجا آمده است كه وقت خواندن زيارت اربعين‌، هنگامي است كه روز بالا آمده ‌است‌.
در كتاب «نزهة الزاهد» هم كه در قرن ششم هجري تأليف شده‌، آمده‌: در بيستم ‌اين ماه بود كه حرم محترم حسين از شام به مدينه آمدند. (نزهة‌الزاهد، ص 241) همين طور در ترجمه فارسي فتوح ابن اعثم (الفتوح ابن اعثم‌، تصحيح مجد طباطبائي‌، ص‌) و كتاب مصباح كفعمي كه از متون دعايي بسيار مهم قرن نهم هجري است‌اين مطلب آمده است‌. برخي استظهار كرده‌اند كه عبارت شيخ مفيد و شيخ‌طوسي‌، بر آن است كه روز اربعين‌، روزي است كه اسرا از شام به مقصد مدينه ‌خارج شدند نه آن كه در آن روز به مدينه رسيدند. (لؤلؤ و مرجان‌، ص 154) به هر روي‌، زيارت اربعين از زيارت‌هاي مورد وثوق امام حسين (ع‌) است كه ازلحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است‌.


3. بازگشت اسيران به مدينه يا كربلا
اشاره كرديم كه شيخ طوسي‌، بيستم صفر يا اربعين را، زمان بازگشت اسراي ‌كربلا از شام به مدينه دانسته است‌. بايد افزود كه نقلي ديگر، اربعين را بازگشت اسرا از شام را به «كربلا» تعيين كرده است‌. تا اينجا، از لحاظ منابع كهن‌، بايد گفت اعتبار سخن نخست بيش از سخن دوم است‌. با اين حال‌، علامه مجلسي پس از نقل هر دو اين‌ها، اظهار مي‌دارد: احتمال صحت هر دوي اينها (به لحاظ زماني‌) بعيد مي‌نمايد. (بحار ج 101، ص 334 ـ 335) ايشان اين ‌ترديد را در كتاب دعايي خود «زاد المعاد» هم عنوان كرده است‌. با اين حال‌، درمتون بالنسبه قديمي‌، مانند «لهوف» و «مثيرالاحزان» آمده است كه اربعين‌، مربوط ‌به زمان بازگشت اسرا، از شام به كربلاست‌. اسيران‌، از راهنمايان خواستند تا آنها را از كربلا عبور دهند.
بايد توجه داشت كه اين دو كتاب‌، در عين حال كه مطالب مفيدي دارند، ازجهاتي‌، اخبار ضعيف و داستاني هم دارند كه براي شناخت آنها بايد با متون ‌كهن‌تر مقايسه شده و اخبار آنها ارزيابي شود. اين نكته را هم بايد افزود كه ‌منابعي كه پس از لهوف‌، به نقل از آن كتاب اين خبر را نقل كرده‌اند، نبايد به‌عنوان يك منبع مستند و مستقل‌، ياد شوند. كتابهايي مانند «حبيب السير» كه به ‌نقل از آن منابع خبر بازگشت اسرا را به كربلا آورده‌اند، (نفس المهموم ترجمه شعراني‌، ص 269) نمي‌توانند مورد استناد قرار گيرند.
در اينجا مناسب است دو نقل را در باره تاريخ ورود اسرا به دمشق ياد كنيم‌. نخست نقل ابوريحان بيروني است كه نوشته است‌:
در نخستين روز ماه صفر، أدخل رأس الحسين عليه السلام مدينة دمشق‌، فوضعه يزيد لعنه الله بين يديه‌و نقر ثناياه بقضيب كان في يده و هو يقول‌:
لست من خندف ان لم أنتقم‌
من بني أحمد، ما كان فَعَل‌
ليْت‌َ أشياخي ببدرٍ شهدوا
جَزَع الخزرج من وقع الاسل‌
فأهلّوا و استهلّوا فرحا
ثم قالوا: يا يزيد لاتشل‌
قد قتلنا القرن من أشياخهم‌
و عدلناه ببدر، فاعتدل (الاثار الباقيه‌، ص 422)
وی روز اول ماه صفر را روزی می داند که سر امام حسین (ع) علیه السلام را وارد دمشق کرده و یزید هم در حالی که اشعار ابن زبعری را می خواند و بیتی هم بر آن افزوده بود، با چوبی که در دست داشت بر لبان امام حسین (ع) می زد.
دوم سخن عماد الدين طبري (م حوالی 700) در «كامل بهائي» است كه رسيدن اسرا به دمشق را در16 ربيع الاول دانسته ـ يعني 66 روز پس از عاشورا ـ میداند كه طبيعي‌تر مي‌نمايد.

 


4. ميرزا حسين نوري و اربعين‌
علامه ميرزا حسين نوري از علماي برجسته شيعه‌، و صاحب كتاب «مستدرك الوسائل» در كتاب «لؤلؤ و مرجان در آداب اهل منبر» به نقد و ارزيابي برخي از روضه‌ها و نقلهايي پرداخته كه به مرور در جامعه شيعه رواج يافته و به نظر وي ‌از اساس‌، نادرست بوده است‌. ظاهرا وی در دوره اخیر نخستین کسی است که به نقد این روایت پرداخته و دلایل متعددی در نادرستی آن اقامه کرده است.
ايشان اين عبارت سيد بن طاوس در لهوف را نقل كرده‌است كه اسرا در بازگشت از شام‌، از راهنماي خود خواستند تا آنها را به كربلا ببرد؛ و سپس به نقد آن پرداخته است‌. (لؤلؤ و مرجان‌، ص 152)
داستان از اين قرار است كه سيد بن طاوس در «لهوف» خبر بازگشت اسراء را به‌كربلا در اربعين نقل كرده است‌. در آنجا منبع اين خبر نقل نشده و گفته مي‌شود كه وي در اين كتاب مشهورات ميان شيعه را كه در مجالس سوگواري بوده‌، درآن مطرح كرده است‌.
اما همین سيد بن طاوس در «اقبال الاعمال» با اشاره به اين كه شيخ طوسي در مصباح‌ مي ‌گويد اسرا روز اربعين از شام به سوي مدينه حركت كردند و خبر نقل شده ‌در غير آن كه بازگشت آنان را در اربعين به كربلا دانسته‌اند، در هر دو موردترديد مي‌كند. ترديد او از اين ناحيه است كه ابن زياد مدتي اسراء را در كوفه ‌نگه داشت. با توجه به این مطلب و زمانی که در این نگه داشته صرف شده و زماني كه در مسير رفت به شام و اقامت یك ماهه در آنجا و بازگشت مورد نياز است‌، بعيد است كه آنان در اربعين به ‌مدينه يا كربلا رسيده باشند. ابن طاوس مي‌گويد: اين كه اجازه بازگشت به كربلا به آنها داده باشد، ممكن است‌، اما نمي‌توانسته در اربعين باشد. در خبر مربوط به‌بازگشت آنان به كربلا گفته شده است كه همزمان با ورود جابر به کربلا بوده و با او برخورد کرده اند . ابن طاوس در اين كه جابر هم روز اربعين به كربلا رسيده باشد، ترديد مي‌كند. (اقبال الاعمال‌، ج 3، ص 101).
این ممکن است که ابن طاوس لهوف را در جوانی و اقبال را در دوران بلوغ فکری تألیف کرده باشد. در عین حال ممکن است دلیل آن این باشد که آن کتاب را برای محافل روضه خوانی و این اثر را به عنوان یک اثر علمی نوشته باشد. دلیلی ندارد که ما تردید های او را در آمدن جابر به کربلا در روز اربعین بپذیریم. به نظر می رسد منطقی ترین چیزی که برای اعتبار اربعین در دست است همین زیارت جابر در نخستین اربعین به عنوان اولین زایر است.
اما درباره اعتبار اربعین به بازگشت اسرا به کربلا توجه به این نکته هم اهمیت دارد که شيخ مفيد در کتاب مهم خود در باب زندگی امامان و در بخش خاص به امام حسین (ع) از کتاب «ارشاد» در خبر بازگشت اسرا، اصلا اشاره‌اي به اين كه‌اسرا به عراق بازگشتند ندارد. همين طور ابومخنف راوي مهم شيعه هم‌اشاره‌اي در مقتل الحسين خود به اين مطلب ندارد. در منابع كهن تاريخ كربلاهم مانند انساب الاشراف‌، اخبارالطوال‌، و طبقات الكبري اثري از اين خبرديده نمي‌شود.
روشن است كه حذف عمدي آن معنا ندارد؛ زيرا براي چنين‌حذف و تحريفي‌، دليلي وجود ندارد.
خبر زيارت جابر، دركتاب بشارة المصطفي آمده‌، اما به ملاقات وي با اسرا اشاره نشده است‌.
مرحوم حاج شيخ عباس قمي هم‌، به تبع استاد خود نوري‌، داستان آمدن‌اسراي كربلا را در اربعين از شام به كربلا نادرست دانسته است‌. (منتهي الامال‌، ج 1،صص 817 ـ 818) در دهه‌هاي اخير مرحوم محمد ابراهيم آيتي هم در كتاب‌بررسي تاريخ عاشورا بازگشت اسرا را به كربلا انكار كرده است‌. (بررسي تاريخ‌عاشورا، صص 148 ـ 149) همین طور آقای مطهری که متأثر از مرحوم آیتی است. اما این جماعت یک مخالف جدی دارند که شهید قاضی طباطبائی است.

 


5. شهيد قاضي طباطبائي و اربعين‌
شهيد محراب مرحوم حاج سيد محمدعلي قاضي طباطبائي رحمة الله عليه‌، كتاب‌ مفصلي با نام «تحقيق درباره اولين اربعين حضرت سيد الشهداء» درباره اربعين ‌نوشت‌که اخیرا هم به شکل تازه و زیبایی چاپ شده است.
هدف ايشان از نگارش اين اثر آن بود تا ثابت كند، آمدن اسراي از شام‌به كربلا در نخستين اربعين‌، بعيد نيست‌. اين كتاب كه ضمن نهصد صفحه‌چاپ شده‌، مشتمل بر تحقيقات حاشيه‌اي فراواني در باره كربلاست كه بسيارمفيد و جالب است‌. اما به نظر مي‌رسد در اثبات نكته مورد نظر با همه زحمتی که مؤلف محترم کشیده ، چندان موفّق‌نبوده است‌.
ايشان در باره اين اشكال كه امكان ندارد اسرا ظرف چهل روز از كربلا به كوفه‌، از آنجا به شام و سپس از شام به كربلا بازگشته باشند، هفده نمونه از مسافرتها ومسيرها و زمانهايي كه براي اين راه در تاريخ آمده را به تفصيل نقل كرده‌اند. دراين نمونه‌ها آمده است كه مسير كوفه تا شام و به عكس از يك هفته تا ده دوازده ‌روز طي مي‌شده و بنابر اين‌، ممكن است كه در يك چهل روز، چنين مسيررفت و برگشتي طي شده باشد. اگر اين سخن بيروني هم درست باشد كه سر امام حسين (ع‌) روز اول صفر وارد دمشق شده‌، مي‌توان اظهار كرد كه بيست ‌روز بعد، اسرا مي‌توانستند در كربلا باشند.
بايد به اجمال گفت‌: بر فرض كه طي اين مسير براي يك كاروان‌، در چنين زمان ‌كوتاهي‌، با آن همه زن و بچه ممكن باشد، بايد توجه داشت كه آيا اصل اين ‌خبر در كتابهاي معتبر تاريخ آمده است يانه‌. تا آنجا كه مي‌دانيم‌، نقل اين خبر در منابع ‌تاريخي‌، از قرن هفتم به آن سوي تجاوز نمي‌كند. به علاوه‌، علماي بزرگ شيعه‌، مانند شيخ مفيد و شيخ طوسي‌، نه تنها به آن اشاره نكرده‌اند، بلكه به عكس‌ِ آن تصريح كرده و نوشته‌اند: روز اربعين روزي است كه حرم امام حسين (ع‌) وارد مدينه شده يا از شام به سوي مدينه خارج شده است‌.
آنچه مي ‌ماند اين است كه نخستين زيارت امام حسين (ع‌) در نخستین اربعين، توسط جابر بن عبدالله انصاري صورت گرفته است و از آن پس ائمه اطهار علیهم السلام كه از هر فرصتي براي رواج زيارت امام حسين (ع‌) بهره مي‌گرفتند، آن‌روز را كه نخستين زيارت در آن انجام شده‌، به عنوان روزي كه زيارت امام‌حسين (ع‌) در آن مستحب است‌، اعلام فرمودند.
متن زيارت اربعين هم از سوي حضرت صادق علیه السلام انشاء شده و با داشتن آن مضامين عالي‌، شيعيان را از زيارت‌آن حضرت در اين روز برخوردار مي‌كند.
اهميت خواندن زيارت اربعين تاجايي است كه از علائم شيعه دانسته شده است‌، درست آن گونه كه بلند خواندن بسم الله در نماز و خواندن پنجاه و يك ركعت نماز در شبانه روز درروايات بيشماري‌، از علائم شيعه بودن عنوان شده است‌.
زيارت اربعين در «مصباح المتهجد» شيخ طوسی و نيز «تهذيب الاحكام» وي به نقل ازصفوان بن مهران جمال آمده است‌. وي گفت كه مولايم صادق (ع‌) فرمود: زیارت اربعین که باید وقت برآمدن روز خوانده شود چنین است..... (مصباح المتهجد، ص 788، تهذيب الاحكام‌، ج 6،ص 113، اقبال الاعمال‌، ج 3، ص 101، مزار مشهدي‌، ص 514 (تحقيق قيومي‌)، مزار شهيد اول (تحقيق‌مدرسة الامام المهدي‌، قم 1410)، ص 185 ـ 186).
اين زيارت‌، به جهاتي مشابه برخي از زيارات ديگر است‌، اما از آن روي كه‌مشتمل بر برخي از تعابير جالب در زمينه هدف امام حسين از اين قيام است‌، داراي اهميت ويژه مي‌باشد. در بخشي از اين زيارت در باره هدف امام حسين‌(ع‌) از اين نهضت آمده است‌:"... و بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الجهالة ‌و حيرة الضلالة‌... و قد توازر عليه من غرّته الدنيا و باع حظّه بالارذل الادني‌".
خدايا، امام حسين (ع‌) همه چيزش را براي نجات بندگانت از نابخردي وسرگشتگي و ضلالت در راه تو داده در حالي كه مشتي فريب خورده كه انسانيت ‌خود را به دنياي پست فروخته‌اند بر ضد وي شوريده آن حضرت را به‌شهادت رساندند.

دو نکته کوتاه:
نخست آن که برخي از رواياتي كه در باب زيارت امام حسين (ع‌) در كتاب كامل الزيارات ‌ابن قولويه آمده‌، گريه چهل روزه آسمان و زمين و خورشيد و ملائكه را بر امام‌حسين (ع‌) يادآور شده است‌. (اربعين شهيد قاضي‌، ص 386)
دوم این که ابن طاوس يك اشكال تاريخي هم نسبت به اربعين بودن روز بيستم صفر مطرح كرده و آن اين كه اگر امام حسين (ع‌) روز دهم محرم به شهادت رسيده‌ باشد، اربعين آن حضرت نوزدهم صفر مي‌شود نه بيستم‌. در پاسخ گفته شده ‌است، به احتمال ماه محرمي كه در دهم آن امام حسين (ع‌) به شهادت رسيده‌، بيست و نه روز بوده است‌. اگر ماه كامل بوده‌، بايد گفت كه روز شهادت را به ‌شمارش نياورده ‌اند. (بحار الانوار، ج 98، ص 335).

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 20:53  توسط بهروز یاراحمدی  | 

استفتا’ از حضرت آية الله العظمي فاضل لنکراني

Forwarded message ----------
From: حضرت آية الله العظمي فاضل لنکراني <fazel@lankarani.com>
Date: Feb 3, 2007 11:23 PM
Subject: pasokh - 21881
To: behrouzy@gmail.com



بسمه تعالي
سلام عليکم
اشکالي ندارد.
بخش پاسخ به سوالات



سنت \"گل اوفتان\"
Gel oftaen در روز عاشوراي حسيني يكي از سنتهاي بسيار قديمي رايج در ميان مردم لرستان است كه نوع عزاداري روز عاشوراي مردم اين خطه را از ديگر مناطق كشور ويژگي خاص مي‌بخشد. پس از اينكه همزمان با طلوع آفتاب روز عاشورا حوضچه‌هاي پر از گل تميز و معطر به گلاب نذري شد در كنار آن خرمن‌هايي از چوب و هيزم براي گرم شدن عزاداران گل اندود شده، آتش زده مي‌شود. آيا اين مراسم از نظر حضرت عالي مورد تإييد مي باشد ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 15:17  توسط بهروز یاراحمدی  | 

استفتاء از دفتر آيت الله نوري همداني

جواب استفتاء شماره[4517]از دفتر آيت الله نوري همداني

فرستاده شده از طرف:
بهروز ياراحمدي

سوال

 

سنت "گل اوفتان" Gel oftaen در روز عاشوراي حسيني يكي از سنتهاي بسيار قديمي رايج در ميان مردم لرستان است كه نوع عزاداري روز عاشوراي مردم اين خطه را از ديگر مناطق كشور ويژگي خاص مي‌بخشد. آيا اين مراسم از نظر حضرت عالي مورد تاييد مي باشد؟


جواب

 

 

بسمه تعالي
سلام عليكم
ج:در فرض سئوال كه متعارف ميان مومنان و متشرعه آن منطقه است،اشكال ندارد.
حسین نوری همدانی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 15:2  توسط بهروز یاراحمدی  | 

ملائک در عزای حسین علیه السلام تا قیامت خاک آلودند

  روز عاشورا  در خرم آباد ،رسم  زیبایی دارند؛تمامی هیأت های عزاداری بعد از نماز صبح وزیارت عاشورا مقابل مساجد محل خود ،تجمع می کنند ودر جلوی جایگاه خود حوضچه ای از آب گرم ،گل رس و گلاب نذری درست کرده و سر تا پای خود را گل آلود می کنند و کنار آتشی بزرگ برای خشک شدن می ایستند.(مردوزن،پیروجوان در این مراسم شرکت دارند)، طی این زمان هیأت ها که از چند شیپورزن و طبل زن در جلوی آن و مردان هر محل تشکیل شده،جمع می شوند.

با نواختن شیپورها و زدن طبل ها به سینه می زنند و خاک عزا را برپا کرده و آن قدر خود را خاک آلوده می کنند که سرتاپای آنان با خاک یکسان می شود اعتقاد بر این است که ملائک در عزای سالار شهیدان حسین علیه السلام در صحرای کربلا خود را به خاک وخون کشیدند وتا قیامت در عزایش خاک آلودند.

حال وهوای معنوی با این اعتقاد پاک آن مکان را فرا می گیرد،گویی خود صحرای کربلا شده،محشر کبرایی آنجاست؛پاهای برهنه،بدن های خاکی،فضای مجلس عزاداری ابا عبدالله را معنوی می کند.

 

 3                 khorramabad8

 

 

 khorramabad9                 khorramabad1

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 10:59  توسط بهروز یاراحمدی  |